شمشير دنيا فرار كنيد از شمشير آخرت به سلامت نمى مانيد ( اگر بجهاد نرفته در راه خدا شمشير نزنيد از عذاب ابدىّ نمى رهيد ) و ( از چه رو براى شمشير زدن و جلوگيرى از دشمن خود را آماده نمى سازيد در حالتى كه ) شما اشراف عرب و كوهانهاى بزرگ ( بلند قدر ) هستيد ، ( 9 ) بتحقيق فرار ( از جنگ ) سبب خشم خدا ( دورى از رحمت حقّ تعالى ) و ذلّت و بيچارگى و عار و ننگ هميشگى است ، ( 10 ) و بعمر و زندگانى فرار كننده افزوده نمى شود و فرار مانع از مرگش نمى گردد ، ( 11 ) روندهء بسوى خدا ( جهاد كننده را بايد شوق ) مانند تشنهاى باشد كه به آب مى رسد ، ( 12 ) بهشت زير جوانب نيزهها است ( پس طالب سعادتمندى و بهشت جاويدانى نبايد از جنگ و كشته شدن در راه خدا فرار نمايد ) ( 13 ) امروز خبرها آشكار مى گردد ( در موقع شمشير زدن و كشتن و كشته شدن درستى و نادرستى گفتار هر كس هويدا مىشود ) ( 14 ) سوگند به خدا اشتياق من به ملاقات آنها ( دشمنان ) بيشتر است از اشتياق ايشان به شهرهاشان . ( 15 ) بار خدايا اگر ردّ حقّ كرده و در صدد دشمنى با آن هستند جمعيّتشان را پراكنده ساز و اختلاف كلمه ميانشان انداز ، و آنها را به گناهانشان هلاك فرما كه ( 16 ) ايشان از موقفهاى خود هرگز دور نمى شوند ( از تصميم بفتنه و فساد دست بر نمى دارند ، پس اگر شما ياران من با آنها جنگ نكرده متعرّضشان نشويد ) بى نيزه زدن پياپى كه جان از تن دشمن خارج شود و بى شمشير زدنى كه كاسه سر را بشكافته استخوانها را خرد و بازوها و قدمها را قطع نمايد ( تباهكارى خود را ادامه داده شما را مغلوب خواهند نمود ) ( 17 ) و از جاهاى خود حركت نمى كنند تا اينكه لشگرها دسته دسته و پياپى با آنها روبرو شده و سپاهيان بيشمار با اسبهاى يدكى كه براى نصرت و يارى از هر كجا تهيه شده در عقب دارند با آنان بجنگند ، ( 18 ) و تا اينكه لشگر بسيار كه در پى لشگر كلان است ( و پنج سمت آنها يعنى جلو و عقب و راست و چپ و قلبشان منظّم و آراسته مى باشد ) به شهرهاى ايشان وارد شوند ،
( 19 ) و تا اينكه اسبها با سمها زمينهاى پهلوى يكديگر ( خانهها ) و دور تا دور چراگاههاى حيوانات ايشان را بكوبند . ( خلاصه به همه چيز آنها تسلّط يابند . سيّد رضىّ فرمايد : )
نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 385
مساهمون: خطب الإمام علي ( ع )
ص٣٨٥