تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج البلاغة ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
و شرّ و بديش آماده است ( پس بينايان از آن ايمنى ندارند ) و گرد آمده‌هايش فانى و نابود و دولتش از دست رفته و آباديش خراب مى گردد ( پس خردمندان به آن دل نبندند ) ( 5 ) چه خير و نيكوئى است در سرائى كه مانند ساختمان شكسته و پى در رفته خراب مىشود و چه در عمرى كه در آن سرا چون تمام گشتن و خورده شدن توشه بسر مى رسد و چه در مدّتى كه مثل طىّ شدن راه پايان مى يابد ( 6 ) از خواسته‌هاى خود قرار دهيد آنچه كه خدا بر شما واجب كرده ( عبادت و بندگى و براى بدست آوردن آن سعى و كوشش نمائيد ) و براى اداء آنچه از شما خواسته ( عمل به فرمانش ) از او كمك و يارى بطلبيد ( هرگز نبايستى از اين درخواست غافل ماند ، چون منشأ بدست آوردن سعادت هميشگى توفيقى است كه بهر كه خواهد عطاء فرمايد ) و دعوت مرگ را به گوشهاى خود بشنوانيد ( توشه براى اين راه پر خطر برداريد ) پيش از آنكه شما را بخوانند ( بميريد و تهى دست باشيد ) ( 7 ) دلهاى پارسايان در دنيا ( از خوف خدا ) مى گريد و اگر چه ( به ظاهر ) خندان باشند ، و حزن و اندوهشان ( از عذاب الهىّ ) سخت است و اگر چه ( در نظرها ) شادند ، و ( به جهت تقصير در طاعت و بندگى ) خشم آنها بر نفسهاشان بسيار است و اگر چه بسبب آنچه به آنها داده شده ( نيكوئى حالشان ) مورد غبطه‌اند . ( 8 ) ياد مرگ از دلهاى شما پنهان گشته ( سختيهاى آن را در نظر نداريد ) و آرزوهاى دروغ شما را فرا گرفته پس دنيا از آخرت بشما بيشتر مسلّط گرديده ، و دنياى در گذر از آخرت پاينده و برقرار شما را بيشتر به طرف خود برده است ، ( 9 ) و شما بر دين خدا با هم برادر ( و يگانه ) هستيد ، ميان شما را جدائى نينداخته مگر ناپاكى باطنها و بدى انديشه‌ها ، به اين جهت بار يكديگر را بر نمى داريد ( در هيچ كارى كمك هم نيستند ) و پند و اندرز نمى دهيد ، و ( در نيازمنديها ) به يكديگر بذل و بخشش نمى نمائيد ، و با هم دوستى نمى كنيد ( 10 ) چه شده است شما را كه اندكى از دنيا را كه مى يابيد شاد مىشويد ، و بسيارى از آخرت كه محروم مانده از دست مى دهيد شما را اندوهناك نمى كند و چون كمى از ( متاع ) دنيا از دستتان برود شما را مضطرب و نگران مى نمايد بطوريكه حالت اضطراب و بيتابى از آنچه از دست شما رفته در روهاى شما و در كمى شكيبائيتان آشكار مى گرددگويا دنيا جاى هميشگى شما است ، و گويا متاع آن براى شما باقى و برقرار خواهد ماند ( 11 ) و هيچيك از شما را در ملاقات برادر ( هم كيش ) خود كه مى ترسد