خدا شناخت و نيز هرچه غير او را هم بايد به او شناخت . در اين مقام علم حضورى ما به حق تعالى حتى مقدم بر علم ما به ذات ماست .
از اين جهت است كه مولاى متقيان على عليه السّلام فرمود : ما رأيت شيئا الّا و رأيت الله قبله و بعده و معه . هيچچيز را نديدم ، مگر با او خدا و بعد از او خدا ، و پيش از خدا را ديدهام .
يا امام سجاد عليه السّلام در دعاى ابو حمزه مىفرمايد :
بك عرفتك و انت دللتنى عليك و دعوتنى اليك ، لو لا انت لم ادرما انت .
( خدايا ) تو را به تو شناختم و تو رهنمودى مرا بر خودت و خواندى مرا به سويت . اگر تو نبودى ، ندانستمى كه كيستى .
در واقع در اين باب كه بحر توحيد است ، خواجه به زيبايى تمام عرفان ائمه عليهم السّلام را بيان مىكند ، آن هم در مهمترين باب كه توحيد و شهود مقام توحيد است .
و التوحيد على ثلاثة أوجه :
الوجه الاول : توحيد العامه الذى يصح بالشواهد .
توحيد بر سه درجه است كه وجه اول آن توحيد عامه است . توحيدى كه شواهدى نظير : علامات ، استدلال مصنوع بر وحدانيت صانع و براهين عقلى را اصلاح مىكند . مثل تفسير قول حق تعالى :
لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا .
« 1 » اگر خدا دوتا مىبود ، به تحقيق ايجاد مفسده مىشد .
چرا كه تضاد در قلمرو حاكميت و تدبير امور عالم به وجود مىآمد . بررسى مسائلى نظير اين آيه در حوزهء توحيد عامه است .
الوجه الثانى : توحيد الخاصة ، و هو الذى يثبت بالحقايق .
توحيد خاص ، مربوط ه متوسطان اهل حقايق مىشود ، كه در قسم حقايق به تفصيل در ده باب پيرامون آن سخن گفتهايم .
و الوجه الثالث : توحيد قائم بالقدم .
يعنى توحيد حق براى خودش . كما قال : شهد اللّه أنه لا إله الّا هو . اهل اين مقام را خاصة الخاصه گويند كه شامل سالكين درجهء سوم جميع ابواب قسم نهايات مىشود .
هامش
( 1 ) . انبياء / 22 .