و أما التوحيد الاول ، فهو شهادة أن لا إله الّا اللّه وحده لا شريك له الاحد الصمد الذى لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد . هذا هو التوحيد الظاهر الجلى .
اما توحيد بر وجه اول با اقرار به وحدانيت خداوند متعال و شريك قائل نشدن براى او و غنى بالذات دانستن حق تعالى و زائيده و زاينده نپنداشتن و همتايى براى او قائل نبودن و ساير صفات ذاتى ثابت مىشود كه آن را توحيد ظاهر جلى گويند كه شامل آثار زير است :
الف ) نفى الشرك الأعظم : يعنى پرستش أصنام و خورشيد و ماه و نظاير آن را نفى مىكند .
ب ) و عليه نصبت القبلة : به واسطه توحيد جلى ، مليت محمديه صلّى اللّه عليه و إله و بنيان كعبه كه مصلّى حضرت ابراهيم عليه السّلام بوده پايهگذارى مىشود ، به طورىكه در قرآن كريم آمده است :
مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ .
« 1 » مليت پدر شما ابراهيم كه پيش از اين شما را به مسلمانى فراخواند .
ج ) و به وجبت الذمّة : به واسطه توحيد جلّى ، ذمهء مسلم بر مسلمين واجب مىشود ، يعنى حفظ جان و مال و حرمت او .
د ) و به حقنت الدماء و الأموال : به واسطهء توحيد جلى ، حقنه خون و اموال كفّارى كه از خوف شمشير مسلمان شدند ، لازم مىشود .
ه ) و انفصلت دار الاسلام من دار الكفر : و نيز به واسطهء توحيد جلى دار الاسلام از دار الكفر جدا مىشود و صحّت مليّت اسلام از عامه جهاّل كه در شك و ترديد غوطهورند ، شناخته مىشود ، اگرچه بر اعتقاد خود به وحدانيت حق تعالى نتوانند دليل اقامه كنند ، به محض اينكه از شك و شبهه به درآيند كافى است . و صدق شهادت با قبول قلب همراه است كه در شرع آن را قبول از روى تقليد گويند .
به هرحال با توحيد جلى ، اعتقاد عامه اصلاح مىشود ؛ نظير شواهدى كه در خبر آمده و يا از صنعت مصنوعات به صانع ايمان آورد . اگر چه اين مرحله از توحيد ، لذت يافت
هامش
( 1 ) . حج / 78 .