باب معرفت
قال الله تعالى :
وَ إِذا سَمِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرى أَعْيُنَهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِّ يَقُولُونَ رَبَّنا آمَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ .
« 1 » و چون آياتى را كه بر پيامبر نازل كرديم بشنوند به خاطر حقيقتى كه در آن مىيابند ديدگانشان از اشك پر مىشود و مىگويند پروردگارا ايمان آورديم ، ما را در زمرهء گواهان بنويس .
اين آيه در خصوص نزديكى نصارى به اسلام يعنى نسبت به يهود و مشركين مىباشد ، زيرا ملت نصارى به سه مشخصه ممتازند يكى آنكه در بين ايشان علماء زيادند و دوم آنكه در بينشان زهاد و پارسايان فراوانند و سيّم آنكه مردمى متكبّر نيستند و همين سه چيز است كه كليد سعادت آنان بوده است .
اين آيه و آيات قبل و بعد آن در جريان هجرت مسلمين به حبشه و حضور آنها در دربار نجاشى نازل شده است . آيات قرآنى در خصوص حضرت مسيح عليه السّلام و مادرش مريم عليها السّلام نازل شد درحالىكه از همه طرف كشيشان و رهبانان و ساير بزرگان نصارى حضور داشته و گوش مىدادند . هر آيهاى كه خوانده مىشد حقيقتى تازه براى آنها روشن شده اشكهايشان فرومىريخت و اين آيات حالت آن روز كشيشان را حكايت مىكند . « 2 »
خواجه از « ممّا عرفوا » در آيه در تعريف معرفت ، استشهاد جسته و مىنويسد : « المعرفة احاطه به عين الشىء كما هو : معرفت عبارت است از احاطه به عين شى آنچنان كه هست » و اين همان وجه تمايز ميان معرفت و علم مىباشد .
زيرا معرفت يعنى ادراك ذات وصفات حقيقى شئ آنگونه كه هست به عين خودش و نه به صورتى زائد بر آنكه مثل شئ باشد . با اين تعريف از ادراك علمى احتراز جسته است . و با قيد « به عين الشىء » اين تمايز را بيان داشته است . زيرا علم عبارت است از
هامش
( 1 ) . مائده / 8 .
( 2 ) . تلخيصى از ترجمهء تفسير الميزان ، ذيل آيه 83 سوره مائده ، ج 6 ، ص 131 تا 132 .