باب اتصال
قال الله عز و جل :
ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى ،
فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى »
« 1 » سپس نزديكتر و نزديكتر شد . تا آنكه فاصلهء او به اندازه فاصله دو كمان يا كمتر بود .
مراد خواجهء بزرگوار از مفهوم اتصال در اين آيهء شريفه كلمهء
« أَوْ أَدْنى »
است كه پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و إله در معراج به مقام فناى در عين ذات احديت نائل آمد . لذا در تعريف مقام اتصال حضور عقل و فكر را منتفى دانست .
آيس العقول فقطع البحث بقوله : أو ادنى . يعنى خداى متعال با تعبير « أو أدنى » عقول را از درك معناى آن نااميد ساخت ، زيرا مفهوم اتصال در نزد عقل مبيّن دوگانگى است ، از اين جهت مفهوم اتصال را كه به معناى فنا در احديت ذات است براى او قابل اثبات نيست .
درجات اتصال
براى مقام اتصال سه درجه است :
1 . اتصال اعتصام
فاتصل الاعتصام تصحيح القصد ، ثم تصفية الاراده ، ثم تحقيق الحال .
پس اتصال اعتصام به سه چيز محقق مىشود :
الف ) درست كردن مقصد است ؛ يعنى سالك بايد قصد خود را از شبهه و ترديد رها كند .
ب ) پاك كردن اراده است ؛ يعنى سالك بايد ارادهء خود را براى شهود پرتو حقيقت مهيا كند .
ج ) محقق ساختن حال است ؛ يعنى تأثير شهود را از تجلى حق ببيند نه از سكر حال
هامش
( 1 ) . نجم / 8 .