تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منازل السائرين ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢

2 . اتصال شهود

اتصال الشهود و هو الخلاص من الأعتلال ، و الغنى عن الاستدلال ، بسقوط شتاب الأسرار . اتصال شهود با سه چيز محقق مىشود : الف ) رها شدن از هرگونه نقص و بيمارى كه از رسوم سالك ناشى مىشود . ب ) بىنيازى از استدلال ؛ يعنى دخالت ندادن عقل در مقام شهود . ج ) بر طرف شدن پراكندگى اسرار ؛ زيرا اسرار همان تجلى معناى از اسماء الهى است و هر اسمى گنجينهء اسرار است و چون صفات الهى متعددند ، تجليات اسرار نيز مختلف و گوناگون است و چون مقام اتصال عبور از حضرت اسمايى به حضرت ذات است ، همهء اين پراكندگىها نيز سقوط خواهند كرد .

3 . اتصال وجود

اتصال الوجود و هذا الاتصال لا يدرك منه نعت ، و لا مقدار ، الّا اسم معار ، و لمح اليه مشار . در اتصال وجود ، هيچ صفتى درك نمىشود ؛ زيرا صفت مقتضى تمايز است ، درحالىكه در اتصال هيچ نام و رسمى از سالك باقى نمىماند ؛ حتى فناى در ذات ، اتصال ناميده نمىشود ، جز آنكه اين نام به عاريه گرفته شود ؛ يعنى نامى بدون مسمّى است . جزء ديگر اتصال وجود ، پرتوى است كه اشاره به ظهور فناى فانى مىشود و ظهور فناى سالك همان لحظهء شهود حق است والّا از باب توهّم به فناى فانى اشاره مىشود . مثلا ، چوبى كه در آتش افكنده مىشود ، تماما آتش مىشود و اين در واقع آتش است كه ظهور دارد . جلال الدين مولوى هم زيبا گفته است :
آنچه از دريا به دريا مىرود * از همان‌جا كآمد آنجا مىرود از سرِ كُه سيل‌هاى تيزرو * و ز تن ما جان عشق‌آميز رو « 1 »
از كوه‌ها سيل‌هاى خروشان به سوى دريا روان هستند ، همين طور ا ز ما هم جان‌هاى
هامش
( 1 ) . مثنوى ، دفتر اول ، بيت 767 و 768 .
منازل السائرين ( فارسى ) — صفحة 512 | اسماعيل منصورى لاريجانى / عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )