و أودية الجمع ، و لوائح الوجود .
تفاوت سكر با صحو :
1 . صحو فرق سكر است ، زيرا سكر از حيرت و هيمان به دور نيست ؛ اما صحو بيانگر خلوص شهود و فناى كامل عبد سالك است .
2 . در سكر احتمال انقطاع و بريدن از حق وجود دارد ، درحالىكه در صحو بقيهء وجود در لذت اتصال محو خواهد شد .
3 . سكر مناسب مقام قبض و صحو مناسب مقام بسط است ، زيرا لذت اتصال به بنده فراغت و آرامش م بخشد و اين آرامش اقتضاى بسط دارد .
4 . مقام صحو برتر از انتظار است ، زيرا صحو مقام شهود تام در حضرت جمع است و بالاتر از آن مقامى نيست كه سالك در انتظار آن باشد . بىنياز از هر طلبى و از سختى و تنگى مبرّاست .
5 . مقام سكر به سوى حق است ؛ يعنى سالك شاهد در تجليات اسماء و صفات است اما مقام صحو در عين حق است و هرچه به سوى حق باشد ، خالى از حيرت نيست ، اما نه حيرت شبهه ، بلكه حسرت در مشاهدهء نور حضرت جمع است . و آنچه در حق باشد ، عين صحت است ، زيرا رسم و رسوم عد سالك به كلّى فانى شده است ؛ در نتيجه شهودش صحيح و حقيقى است و بيم هيچ نقيصهاى در او نمىرود و هيچ عيب و بيمارى بر او عارض نمىشود .
6 . صحو از منازل حيات و از وادىهاى جمع و انوار وجود است و با درجهء سوم مقام حيات برابرى دارد ، به همين دليل از سكر برتر است .
بنابراين ، مقام صحو حضور هوشيارانهء سالك در حضرت جمع است ، به طورىكه انوار وجود را شهود مىكند و از خطر تفرقه و پراكندگى و توجه به غير مصون است .
به قول حافظ :
من كه دارم در گدايى گنج سلطانى به دست * كى طمع در گردش گردون دونپرور كنم