عبد سالك بايد به شدت از لغزشهايش متنفر باشد حتى ياد گناهان او را غمگين و دردمند سازد . و فرياد جانسوز از نهاد خويش سر دهد و در آه ندامت ، ريشه گناهان را بخشكاند . و در اين راه غم و اندوه را به جان خريدار باشد . به قول حافظ :
مكن ز غصه شكايت كه در طريق طلب * به راحتى نرسيد آنكه زحمتى نكشيد
ج ) جبران مافات
عبد سالك بايد آنچه از واجبات شرعى از او فوت شده است جبران كند ، نظير : قضاى نمازهاى فوتشده و زكات اموالى كه نپرداخته است و امثال اينها .
رجوع برحسب وفا
و انما يستقيم الرجوع اليه وفاءا بثلاثة أشياء : بالخلاص من لذة الذنب ، و به ترك استهانة أهل الغفلة تخوفا عليهم مع الرجاء لنفسك و بالاستقصاء فى رؤية علل الخدمة .
رجوع برحسب وفا با سه چيز تحقق مىيابد :
الف ) رهايى از لذت گناه
عبد سالك وقتى از گناه توبه كرد در مقام انابه بايد لذت گناه را به تألم مبدل كند ، حتى عقل و فكر او نبايد به هنگام يادآورى گناه لذت ببرد و الاحال صفا به او دست نمىدهد .
ب ) توهين اهل غفلت را ترك كند
اهل غفلت را به خاطر اقدام نكردن براى توبه و ترك گناه اهانت نكند و در آن حال خود را خوشوقت و اميدوار نبيند . حتى شتاب كردن در دعوت مردم به سوى حق خلاف هدايت و تربيت اهل غفلت است . حضرت يونس عليه السّلام به دليل شتابزدگى در دعوت قومش به سوى خدا و جدا شدن از آنها و روانه شدن به سوى دريا جهت هجرت ، موجب شد كه در شكم نهنگ زندانى شود . وقتى حضرت يونس به شتاب خود در دعوت قومش پىبرد در شكم ماهى توبه كرد ، خداى متعال در مورد او فرمود :
فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ
لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ .
« 1 » اگر او ( يونس ) از تسبيحكنندگان نبود تا روز قيامت در بطن ماهى باقى مىماند .
هامش
( 1 ) . صافات / 143 و 144 .