بنى اسرائيل اين بو را حس مىكردند .
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ . »
بعضى تفسير كردهاند كه اين تابوت در وجه انسانى بوده است وقتى بنى اسرائيل مىخواستند با دشمن روبر شوند ، او را با خود حمل مىكردند كه باعث آرامش آنها شود ، اما قوتى روى آن را باز نمودند ايجاد رعب و وحشت در قلب دشمنان مىكرد و آنان متوارى مىشدند .
اين تابوت همانطور كه گفته شد ، براى انبياء بنى اسرائيل ، معجزه ، براى ملوكشان كرامت و آيت و نشانهء نصرت بود . صدايى كه از او برمىخاست ، قلب دشمنان پر از ترس مىشد . موقع جنگ ، وقتى دو صف در مقابل يكديگر بودند و دشمن صفآرايى مىكرد ، با شنيدن صداى تابوت ، دچار ترس و وحشت مىشدند .
سكينه انزالى است و اكتسابى نيست ، وقتى بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نازل مىشود ، معجزه محسوب مىگردد .
السكينه الثانيه :
هى التى تنطق على السن المحدثين ، ليست هى شيئا تملك ، انما هى شىء من لطائف صنع الحق ، تلقى على لسان المحدث الحكمة ، كما يلقى الملك الوحى على قلوب الانبياء ، و ينطق المحدثون بنكت الحقائق مع ترويح الاسرار و كشف الشبه .
سكينهء دوم بر زبا محدثين جارى مىشود . محدثين در عرفان به معنى اهل الله است .
اين سكينه در سلك كسى در نمىآيد و از لطائف صنع الهى است . و بر زبان محدث حكمت جارى مىشود ، همانطور كه فرشته وحى بر قلوب انبياء حكمت را جارى مىكنند ، محدثون از آن سكينه به بيان اسرار توانا و گويا مىشدند و از طراوت و تراوش سكينه قلب آنها آرام مىگردد به گونهايكه اين آرامش و سكون نفس را مىتوانند به ديگران هم منتقل كنند .
السكينه الثالثه :
هى التى انزلت فى قلب النبى صلّى اللّه عليه و إله و قلوب المومنين ، و هى شئ يجمع نورا و قوة و روحا يسكن اليه الخائف ، و يتسلى به الحزين و الضجر ، و يستكين له العصىّ و الجرّى و الأبّى .
سكينه سوم بر قلب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و مؤمنين وارد مىشود . آثار سكينه نور و قوت روحانى