باب سكينه
قال الله عز و جل :
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ .
« 1 »
او خدايى است كه آرامش و سكينه را در قلوب مؤمنين نازل مىكند .
وجه استشهاد خواجه در اين آيه سكينه است . اسم سكينه براى سه چيز است .
اولها : سكينه بنى اسرائيل التى أعطوها فى التابوت . قال اهل التفسير : هى ريح هفّافة ذكروا صفتها .
سكينه اول براى بنى اسرائيل است كه در تابوت قرار داده شد . قول حق تعالى كه فرمود :
وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ .
« 2 »
پيامبر بنى اسرائيل به قومش گفت : همانا نشانه ملك او تابوت است كه خداى شما در آن سكينه قرار داده است . و آن سكينه بوى خوشى بود كه در نزد ملأ بنى اسرائيل منتشر مىشد :
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ »
« 3 » . بعضى از مفسرين ريح هفّافه را قرآن كريم گرفتهاند . البته اين سكينه در سه مورد به كار مىرفت .
و فيها ثلاثه اشياء هى :
لأنبيائهم معجزة و لملوكهم كرامة ، و هى آية النصرة ، تخلع قلوب الأعداء بصوتها رعبا اذا ألتقى الصفّان للقتال .
براى انبايى بنى اسرائيل معجزه و براى ملوكشان كرامت و نشانهء پيروزى آنها در مصاف با دشمنان به هنگامى كه دو صف در برابر هم قرار مىگرفتند به يقين واقع مىشد .
اين تابوت نشانه پادشاهى طالوت بود . تابوت طورى بود كه هركس به او نزديك مىشد ، آرامش عجيبى او را فرا مىگرفت . البته بزرگان تفسير گفتهاند : اين بويى كه از تابوت به مشام مىرسيد و از او ساطع مىشد ، آن چيزى جز حقيقت قرآن نبوده است و حتى ملاء
هامش
( 1 ) . فتح / 4 .
( 2 ) . بقره / 248 .
( 3 ) . بقره / 246 .