در نتيجه از مقام فقر موارد زير قابل توجه است :
الف ) فقر انواع مختلف دارد كه هركدام در جاى خود قابل بحث مىباشند .
ب ) از جمله فقر ، فقر وجودى است و آن معرفتى است كه سالك از خود سلب استقلال و موجوديت مىكند و وجود خود را عين فقر و ربط به حقيقت وجود على الاطلاق مىبيند .
ج ) فقر مالى و فقر قلبى هر دو مذموم و ناپسند مىباشند اما فقر قلبى دين و ايمان انسان را به باد فنا مىدهد .
د ) فقر مورد نظر در اين جا فقر عرفانى است كه آن ، خارج شدن از هستى موهوم و آثار و رسوم آن است .
ه ) سالك را در مقام فقر عريان گويند ، هركس از دنيا عريان شد خداوند متعال خلعت غنا و بىنيازى از ماسوى الله را بر اندام او مىپوشاند .
سخن در احتياج ما و استغناى معشوقست * چه سود افسونگرى اى دل كه در دلبر نمىگيرد « 1 »
مولاى متقيان در نهج البلاغه فرمود :
سمع رجلا يقول : « انا لله و انا اليه راجعون » .
فقال عليه السّلام :
ان قولنا : « انا لله » اقرار على انفسنا بالملك و قولنا : « و انا اليه راجعون » اقرار على انفسنا بالهلك .
شنيد مردى مىگويد : « انا الله و انا اليه راجعون » فرمود اينكه مىگوييم « انا لله » اقرار مىكنيم كه ما مخلوق خدا هستيم و اينكه مىگوييم « و انا اليه راجعون » اقرار مىكنيم كه همه سرانجام از دنيا مىرويم .
هامش
( 1 ) . حافظ .