فرياد دل بلند است هر شب به كويت اى دوست * كى از درت برانى فرياد آشنا را « 1 »
بنابراين اين « فقر » كه عين غنا و دارايى است همواره مورد تأكيد پيشوايان ما بوده است ، فلذا اگر نبى اكرم صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايد :
الفقر فخرى و به افتخر » ،
همين فقر عرفانى است كه سالك در اثر شدت معرفت به مقام غناء الهى خود را فقير و بىچيز احساس مىكند .
بدينترتيب فقر عرفانى بسيار محدود است و در مقابل فقر اقتصادى ، كه بسيار مذموم است ، چنانكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود :
« كاد الفقر أن يكون كفرا »
يا مىفرمايد :
« لو لا رحمة ربى على فقراء امّتى ، كاد الفقر ان يكون كفرا
« 2 » . اگر رحمت پروردگارم نبود فقر امت مرا به كفر مىكشانيد .
البته تنها فقر اقتصادى مذموم نيست بلكه فقر دل و نفس از فقر مالى زشتتر و مذمومتر است ؛ چنانكه امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود :
اكبر البلاء فقر النفس .
يا امام باقر عليه السّلام فرمود :
لا فقر كفقر القلب و لا غنى كغنى النفس .
خوشا به حال نفوسى كه از ا يمان و عشق الهى سرشار هستند و اينها سرمايهداران حقيقى در عالمند و واى به حال نفسى كه عمرى دراز از نعمات الهى ارتزاق كرد اما همچون كدويى خالى صدا مىدهد . اى كاش چون كدو خالى بود ولى از حرص و آز و كينه نسبت به ديگران لبريز است .
بنابراين همهء اين فقرها مذموم و ناپسند است و فقر با ارزش همان فقر عرفانى است .
هستى موهوم و ملزوماتش ، پالايش شدن و به زيور ايمان و عشق آرايش شدن است و به تحقيق كسى كه از آثار و رسوم ناپايدار دنيوى نرسته باشد او را به سراى دولت فقر عرفانى راه ندهند و تنها كسانى را به شوكت فقر كرامت مىدهند كه از رسوم دنيوى در وجودشان اثرى نماند .
به قول حافظ :
دولت فقر خدايا به من ارزانى دار * كاين كرامت سبب حشمت و تمكين من است
هامش
( 1 ) . نگارنده .
( 2 ) . ميزان الحكمة ، ج 3 ، ص 439 .