الارباب انفسهم و تيقّنت بالغور و الفلاح ارواحهم و قرّت بالنظر الى محبوبهم اعينهم .
« 1 »
البته فراخوانى به بارگاه قرب همواره از جانب حق تعالى ادامه دارد اما گوش و دلهاى زنگار گرفته و گناه آلود ، مخاطب واقع نمىشوند و الا عنايت خداوند مستدام و ابواب رحمت او پيوسته باز است : و لا يغلق بابه و لا يرد سائله . . . « 2 » بسته نشود در رحمتش و ردّ نشود گدايش . به قول حافظ :
گوهر مخزن اسرار همانست كه بود * حقه مهر بدان مهر و نشانست كه بود
از صبا پرس كه ما را همه شب تا دم صبح * بوى زلف تو همان مونس جانست كه بود
بنابراين مقدم يقين مركبى است كه سالك را به فضاى قرب مىرساند و نشانهء اين حضور آرامش ظاهرى و باطنى است كه سراسر وجود سالك را فرا مىگيرد و ديگر از كسى نمىهراسد و لذت انس و حضور ، دلنگرانىها و اضطرابهاى درونى را از او دور كرده است چه زيبا فرمود سيد الشهداء عليه السّلام :
انت المونس لهم حيث او حشتجهم العوالم .
« 3 » تو مونس آنانى آنا كه از عوالم هستى درهراسند .
يا مىفرمايد :
يا من اذاق احبائه حلاوة الموانسة فقاموا بين يديه متملّقين .
« 4 »
اى آنكه به دوستانت حالوت انس را چشانيدهاى و آنها را به حال تملق كشانيده تا در برابر مهر و محبت تو جهت انجام وظايف بندگى و طاعت به پا خيزند .
به راستى چه زيبا فرمود انسان سالك در مقام انس آنچنان محو محبوب خود مىشود كه تنها او را مىبيند و دوست دارد هرچه او مىخواهد انجام دهد و از اشارتهاى او هم فرمان مىبرد و حقيقت طاعت بندگى را جز محبت و ارادت با او نمىبيند .
به قول حافظ :
اى مذكر چند گوئى شرح دين خاموش باش * دين ما در هر دو عالم صحبت جانان ماست
بنابراين ريشهء ترس و اضطراب در خود انسان و اعمال او نهفته است ، اگر انسان
هامش
( 1 ) . مناجات خمس عشره ، مناجات العارفين .
( 2 ) . دعاى افتتاح .
( 3 ) . اواخر دعاى عرفه ، مفاتيح الجنان .
( 4 ) . دعاى عرفه ، مفاتيح الجنان .