درجهء دوم انس عبارت است از : انس به تجلى جمال حق به واسطهء نور كشف است و اين انس برتر از انس درجهء اول است زيرا در انس درجه اول سالك با شواهد و آثار جمال حق است ولى در اين جا شهود مستقيم نورى است كه ازصورت جمال حق تجلى كرده است . از اينرو آميختهء با غلبهء هيمان يعنى سرگشتگى و حيرانى است و موج فنا هم بر چنين كسى ضربه مىزند يعنى او را از مبادى فنا آگاهى مىبخشد و اين همان انسى است كه از گروهى ، خردها را ربوده و از گروهى ديگر صبر و طاقت را برده است و براى گروهى قيود احكام شرعى را گشوده است ، يعنى آنها را از اسرار احكام ظاهرى باخبر ساخته است .
و در اين مقام دعائى از رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و إله وارد شده است كه فرمود : پروردگارا ! شوق به لقاى خودت را بدون خسارت عظيم و فتنهء گمراه كننده نصيبم فرما .
الدرجة الثالثة :
انس اضمحلال فى شهود الحضرة ، لا يعّبر عن عينه و لا يشار الى حدّه ، و لا يوقف على كنهه . درجهء سوم انس عبارت است از : فانى شدن عبد سالك در شهود حضرت واحديت به گونهاى كه تعبير از عين او نشود و به حد او اشاره نگردد و وقوف و آگاهى از كنه او حاصل نشود .
زيرا همهء اينها حد و تعريف عللى را طلب مىكند ، درحالىكه فنا در حضرت واحديت ، حد و عينى براى سالك باقى نمىگذارد .
آيهء مورد استشهاد خواجه بزرگوار آيهء :
« وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ »
« 1 » است كه نسبت قرب خدا را به موجودات به ويژه انسانها به اسم « قريب » مىداند يعنى قرابت خداوند متعال قرابت فعلى است . اما جوهر درك اين قرب ، انس است و حقيقت انس آثار حضور را در دل احساس كردن و بوى يار را استشمام كردن است و به عبارتى انس دعوت قلبى و باطنى سالك به نهانخانهء قرب است ، چنانكه امام سجاد عليه السّلام مىفرمايد :
و طاب فى مجلس الانس سرهم و امن فى موطن المخافة سر بهم و اطمأنّت بالرجوع الى رب
هامش
( 1 ) . بقره / 186 .