اوست نه چيز ديگر ، زيرا او فكر نمىكند و قصد چيزى نمىكند و نظير اين صفات در او نيست و اينها صفات مخلوق است . پس ارادهء خدا همان فعل اوست ، به هرچه خواهد كه موجود شود گويد : بشو ، پس مىشود . بدون لفظ و تكلم و آهنگ و تفكر ، چگونگى در ارادهء خدا نيست همانند ذات اقدس او .
اين حديث شريف كاملا فضاى بحث ما را مىپوشاند و ارادهء مخلوق را غير از ارادهء خالق مىداند ، اما سرانجام جز ارادهء خداى تعالى ارادهاى باقى نمىماند هرچه هست اسوت . به قول مرحوم عراقى :
شوق دلها ارادت تو بود * ذوق جانها عبادت تو بود
تا كه خاك درت پناه من است * آستان تو سجدهگاه من است