ج ) قصد كند كه در درياى فنا ( حضرت جمع ) فانى شود .
در شأن نزول آيهاى كه مورد استشهاد خواجهء بزرگوار قرار گرفت ، آمده است : مردى به نام جندع بن ضمر در مكه بيمار شد و چون آثار مرگ را در خود ديد به فرزندانش گفت : مرا به مدينه هجرت دهيد . پسرانش گفتند : تو بيمار و عاجزى و مرگ به تو مشرف است . گفت : روا آن باشد كه در حال مهاجرت بميرم . پسران آن مرد را به سريرى نهادند و از مكه بيرون شدند ، چون به محلهء « تنعيم » رسيدند ، مرگ سراغ او آمد ، در اين حال دست راست بر دست چپ زد و گفت : اللهم هذه لرسولك ابايعك على ما بايعك عليه رسولك . اين گفت و از دنيا بيرون شد .
چون خبر مرگ او به اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله رسيد ، گفتند : اگر آن مرد به مدينه مىرسيد مزد وى تمام بود . خداى متعال در شان او اين آيه را فرستاد :
« وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ » .
« 1 »
پيش از آنكه او به مقصد مهاجرت برسد ،
« فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ » ؛
« 2 » بر حق تعالى مزد مهاجرت او واجب است .
نكات مهمى كه در اين منزل قابل توجه است ، از اين قرار است :
1 . مبدأ مهاجرت : آنچه كه در اين منزل قابل توجه است ، مبدا مهاجرت است كه آن قلب سالك الى الله است كه اساس حركت به سوى حق تعالى محسوب مىشود . اگر سالك با قلب خويش سير باطنى را آغاز نكند در واقع سير و سلوكى انجام نداده است .
در احاديث نورانى ائمهء معصومين عليهم السّلام نيز مبدا مهاجرت قلب سالك معرفى شده است . چنانكه امام صادق عليه السّلام فرمودند : القصد الى الله بالقلوب ، ابلغ من القصد اليه بالبدن و حركات القلوب ابلغ من حركات الاعمال . « 3 »
به طورى كه در اين حديث شريف ملاحظه مىشود مبدأ مهاجرت دل است و حركت قلبى و درونى بليغتر از حركت ظاهرى اعمال است .
2 . مقصد مهاجرت : مقصد حركت در مهاجرت نيز خداى متعال است به طورى كه
هامش
( 1 ) . نساء / 100
( 2 ) . نساء / 100
( 3 ) . مشكوة الانوار ، ص 257 .