و الدرجة الثانية :
الاستغراق فى لوائح المشاهدة و استنارة ضياء الطّريق و استجماع قوى الاستقامة .
درجهء دوم عزم عبارت است از سه بخش :
الف ) عبد در پرتو انوار مشاهده غرق شود .
ب ) و راه طريقت او با نور مشاهده روشن شود .
ج ) تمام قوا و همتهاى او در سير الى الله با يكديگر همراه شوند .
الدرجة الثالثة :
معرفة علّة العزم ، ثم العزم على التخلّص من العزم ، ثّم الخلاص من تكاليف ترك العزم ، فانّ العزائم لم تورث أربابها ميراثا اكرم من وقوفهم على علل العزائم .
درجه سوم عزم نيز سه بخش دارد :
الف ) شناخت نقص و عيب عزم است .
زيرا وقتى سالك به رمز و راز
« هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ »
« 1 » پى ببرد در مىيابد كه قصد و عزم درحالىكه خداى متعال در همه حال با اوست بىمعناست و اين نقص بزرگى است كه سالك به آن پىمىبرد .
ب ) وقتى به عيب عزم پىبرد خود را از چنين عزمى خلاص مىكند .
ج ) خود را از بار تكاليفى كه براى ترك عزم انتخاب مىكند رها مىگرداند .
بزرگترين ميراثى كه صاحبان عزم از خود به يادگار گذاشتند همان علم و آگاهى آنها بر عيوب عزم است كه از اين مرحله به سلك مقربان پيوسته و اين مقام را منشأ حركت باطنى و تابش انوار يقين مىيابند .
آيهء عزم بعد از آيهء شورا است :
« فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ » .
يعنى مشاورت با مومنين در امورشان جايز است ، اما در جائى كه حقيقت كارى بر تو آشكار
هامش
- مىشوند حالتى شبيه مرگ احساس مىكنند و نفس ايشان از ترس اينكه مبادا نابود شود ميل و هواى بازگشت به همان مقام محجوب بودن را پيدا مىكند ، امّا اين درجه از عزم ، ميل و هواى گفتهشده را مىميراند زيرا صاب اين عزم از نور كشف لذت برده و با آن مأنوس گشته است و خواهان شهودى است كه جز با فناى در حق تحقق نمىيابد ( ترجمه و شرح منازل السائرين ، دكتر شيروانى ص 147 ) .
( 1 ) . حديد / 4 .