حتى خود ما هم مملوك آن مالك هستيم .
الدرجة الثانية :
الشكر فى المكاره و هذا ممّن تستوى عنده هذه الحالات : اظهار الرّضا ، و ممّن يميّز بين الأحوال : كظم الغيظ و الشّكوى و رعاية الأدب و سلوك مسلك العلم . و هذا الشّاكر أوّل من يدعى الى الجنّة . درجه دوم شكر در امور ناگوار و ناخوشايند است . و اين شكر از كسى كه حالات نزد او يكسان است اظهار رضا به شمار مىرود . و از كسى كه ميان حالات تميز مىدهد ، خاموشى از شكايت كردن و رعايت ادب و قدم نهادن در راه علم است . و چنين بندهء شكرگزارى نخستين كسى است كه به سوى بهشت خوانده مىشود .
شكر در سختىها و بلا و مصيبت بسيار مشكل است . كسى كه سختى و دشوارى براى او با خوشى فرقى نكند و يكسان باشد در مقام رضاست . مولا امير المومنين عليه السّلام مىفرمايند :
و فى المكاره صبور و فى الرخاء شكور .
« 1 » در سختىها صبور و در آسانى شكرگزار هستند .
وقتى خداوند به آنها آسايش مىدهد بدمستى نمىكنند و اين صفت متوسطين در سير و سلوك است . چرا كه خداوند تبارك و تعالى مىفرمايد :
كَلَّا إِنَّ الْإِنْسانَ لَيَطْغى
أَنْ رَآهُ اسْتَغْنى .
« 2 » انسان مشرك و مغرور مىشود چون خود را در غنا و دارايى بيند .
آنها كسانى هستند كه در هر نفسى شكرى واجب مىدانند و شكر واجب آن است كه به آنچه خدا مىدهد راضى باشند و اظهار رضايت كنند . « ( رضا برضائك » و وجودشان به آيه شريفه مترنم است .
وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ .
« 3 » و نمىخواهند مگر آنچه را خداوند مىخواهد .
زبان از شكايت مىبندند و هيچگاه در سختى شكايت نمىكنند . هرچه سختى مىكشند به ياد نعمتهاى فراوانى كه خداوند به آنها داده است مىافتند و تحمل مىكنند .
كسانى كه به اين مقام شكر رسيدهاند كاملا زبان را از شكايت مىبندند .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبه 184 .
( 2 ) . علق / 6 و 7 .
( 3 ) . تكوير / 29 .