از معصيت است به واسطهء شرم از پيشگاه الهى .
درجهء اول صبر ، صبر از ارتكاب معصيت است ، با مطالعهء وعيد و مجازاتى كه در اين خصوص در انتظار اوست . اين عمل بازدارندهء انسان از گناه است و باعث ابقا ايمان در عبد مىشود و او را از هر حرامى باز مىدارد . تصور اين كه انجام اين گناه كيفر سختى در پىدارد هميشه در ذهنش باقى است . مانند تابلويى كه در مقابل ديدگانش آويخته باشد ، فراموش شدنى نيست .
پس بهترين نوع صبر اين است كه با « حياء » باشد ، با شرمسارى و سرافكندگى توأم باشد و انسان بايد از خدا خجالت بكشد . آن عزيزى كه همهء نعمتها را در اختيار ما قرار داده ، شكرگزار كه نيستيم مرتكب گناه هم بشويم ؟ ! خيلى بىانصافى است . لذا ، بهترين نوع صبر شرمسارى از گناه است . انسان از كسى كه حساب مىبرد در محضر او گناه نمىكند ، زيرا اگر بفهمد شرمسار مىشود . به قول يكى از عرفا : بدترين تنبيه خداوند در قيامت اين است كه بندگانش را شرمسار كند .
اين درجه صبر ، متعلق به عوام است .
الدرجة الثّانية :
الصّبر على الطّاعة بالمحافظة عليها دواما ، و برعايتها اخلاصا و بتحسينها علما . صبر بر طاعت و آن اين كه به طور مداوم محافظت هميشگى از اركان عبادت داشته باشى و طاعتت را خالصانه بجا آورى و آن را براساس علم نيكو نمايى .
صبر دوم اين است كه انسان طاعت و بندگى را محافظت كند و آن چيزى كه بندگى و عبادت ما را حفظ مىكند ، مداومت بر آن با تلاش در جهت تصحيح و تحسين اركان آن است كه يكى از مهمترين اركان عبادت خلوص در عبادت است و ديگر اين كه آن عبادت با شريعت محمدى صلّى اللّه عليه و إله منطبق باشد .
مرحوم علامه طباطبائى در ذيل آيهء شريفه
« اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ »
« 1 » مىفرمايد :
« كلمهء استعانت به معناى طلب كمك است و اين زمانى صورت مىگيرد كه نيروى انسانى به تنهايى نتواند مهم يا حادثهاى را كه پيش آمده بر وفق مصلحت خود بر طرف سازد و
هامش
( 1 ) . بقره / 45 .