است .
آنچه كه خواجهء بزرگوار به عنوان صبر در نظر گرفته است : « حبس نفس از هرچيزى كه براى انسان گران مىآيد » كه ممكن است مصيبت يا گناه يا چيزهاى ديگر باشد . حتى بعضى از خوشىها براى انسان گران مىآيد و انسان بايد صبر كند و صبر آن است كه زبان را از شكايت ببندد . در شرح اين عبارات آمده است كه شكايت كردن به خدا هيچ ايرادى ندارد .
شكايت به غيرخدا نبايد كرد . « زبان را از شكايت ببندد » يعنى از اغيار بپوشاند ، نه اينكه با خدا در دل نكند . در پيشگاه خدا بايد از همهچيز شكايت كند كه ائمه ما عليه السّلام مىكردند :
الهى ، اليك اشكو نفسا . . . « 1 »
از نفس خودشان به خدا شكايت مىكردند . نمونههايى در قرآن كريم داريم . يك نمونه داستان حضرت ايوب عليه السّلام است :
وَ اذْكُرْ عَبْدَنا أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ .
« 2 » ياد كن بنده ما ايوب را آنگاه كه پروردگارش را ندا كرد ، و گفت : خداوندا مسلما ضرر شيطان به من رسيده است .
خداوند مىفرمايد : بنده ما ايوب را ياد آوريد ، همهچيزش را از دست داد ، زندگى ، فرزندان ، دارايى ، سلامتى ، آنجا هم شيطان دستبردار نبود . حضرت ايوب به خدا شكايت كرد : خدايا شيطان مرا مس مىكند . يعنى هنوز مىآيد زانو با زانوى من مىنشيند ، مرا وسوسه مىكند ، بعد مىفرمايد :
إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ .
« 3 » مسلما ما او را صبور يافتيم و چه بندهء نيكى بود كه بسيار به جانب ما رجوع كرد .
چون صبورى پيشه كرد ايوب را * از بلا او را در رفعت گشاد
صبر مفتاح الفرج نشنيدهاى ؟ * كاندرين تعجيل در پيچيدهاى ؟
صبر آرد عاشقان را كار دل * بىدلان را صبر شد آرام دل « 4 »
هامش
( 1 ) . مناجات خمس عشرة الثانية ، مناجات الشاكين .
( 2 ) . سورهء ص / 41 .
( 3 ) . سورهء ص / 44 .
( 4 ) . مولوى .