منازعه پيدا كند ، اين صفاى دل است كه مىتواند او را تسكين دهد . زيرا آدمى در اين عالم براى منازعه خلق نشده است . در اسلام عبادت بدون تفكر نداريم . در واقع تفكر خود نوعى عبادت است . به اعتبار حديث شريف :
لا عبادة كالتفكر .
« 1 » هيچ عبادتى مانند تفكر نيست .
هرچه انسان در فكرش عميقتر باشد آرامآرام مىتواند وارد فضاى دل شود و چه كنم چه كنم عقل را باطل كند .
آدمى دنيا بشر تا خويشتن كامل كنى * معرفت آموزى و اسرار حق حاصل كنى
هى نگو من از كجايم ، كيستم ، بهر چهام * عاشقى كن تا طلسم هستيت باطل كنى
كار خالق خلق و كار عبد باشد بندگى * خود بلند شو تا برون از بندها مشكل كنى « 2 »
با عظمتترين مقام حضرت رسول ، عبد بودن است و كار عبد بندگى خداست . به اين سبب پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود :
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ .
« 3 »
علت اين همه گرفتارى ما اين است كه دربند خدا نيستيم ؛ اگر بنده شويم همهء بندهاى دنيوى باز مىشود . در واقع كليد تصرف بر كائنات و ماهيات و ممكنات در عالم همين است . وقتى انسان بندهء خدا بشود خداوند كليد همهء بندها را به دستش مىدهد .
اللهم عظم بلائى و افراط بىسوء حالى و قصرت بىاعمالى وقعدت بىاغلالى و حبسنى عن نفعى بعد املى و خدعتنى الدنيا بغرورها و نفسى بجنايتها . « 4 » خدايا بلايا و امتحانات بر من گران آمده و بد حاليم بر من سخت فشار مىآورد ، كمى اعمالم مرا نااميد ساخته و زنجيرهايم مرا از پا انداخته و بلنداى آروزيم مرا از منفعت حقيقم دور داشته و توجه بيش از حد به دنيا باعث شده كه دنيا مرا فريب دهد و نيز توجه نفسم به واسطهء جنايتهايش مرا به ورطهء هلاكت انداخته .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 68 ، ص 324 .
( 2 ) . از نگارنده .
( 3 ) . مريم / 30 .
( 4 ) . دعاى كميل .