را از دستم كشيد و برد . خيلى از ما انگشتريمان را به كمتر از خرما هم مىفروشيم .
اين دو هزاران من و ما * اى عجبا من چه منم
گوش بده عربده را * دست منه بر دهنم « 1 »
چون كه من از دست شدم * در ره من شيشه منه
هرچه نهى پا بنهم * هرچه بيابم شكنم « 2 »
الدرجة الثالثة :
تهذيب القصد هو تصفيته من ذلّ الاكراه ، و تحفّظه من مرض الفتور ، و نصرته على منازعات العلم .
سومين مرحلهء تهذيب ، پيراستن قصد و نيت از سه چيز است :
پالايش نيت از مذلت ناپسندى و كراهت ، نگاه داشتن آن از بيمارى سستى و كاهى و يارى رسانى آن هنگام رويارويى با علم .
درجهء سوم تهذيب ، تهذيب قصد است . منظور از قصد در اينجا همان نيت است كه مستلزم رفع تيرگى و كدورت از دل مىباشد . پيراستن نيت ، خلوص بخشيدن به نيت و پاك ساختن قصد حركت در راه خدمت از همهء اغراض و پاداش خواهىها از لوازم تهذيب است . چنانچه قصد او در رياضتها و عبادتهايش ، برآمده از گردن نهادن به فرمان خداوند و ذوقى ناشى از دوستى راستين نسبت به مقصود باشد ، اين جزء اول يعنى « خلوص نيت ، از ذلت كراهت » است ؛ زيرا تا آنگاه كه نيت از تيرگى اميد پاداش و بيم كفر صاف و مصفا نشود از كراهت نفسانى تهى نمىگردد . بنابراين سائر الى الله بايد در نيتش صادق و خالص باشد .
فان عبادة المحبّين طوع و عبادة المنافقين كره . پس مسلما عبادت محبين از روى رغبت است و عبادت منافقين از روى كراهت .
جزء دوم تهذيب نيت ، اين است كه فتور و كاهلى و بىحالى را از عملت پاك كنى ، اگر كسى به مقام سوم تهذيب برسد ، مىبيند كه كاهلى برايش مرض است . اينكه نماز را
هامش
( 1 ) . مولوى ، ديوان شمس .
( 2 ) . مولوى ، ديوان شمس .