شايد خودپذيرى نفس انسان از آب هم حساستر باشد . همانطور كه آب را با هر شيئى عجين كنيم و بياميزيم نقش آن را مىگيرد . نفس انسان نيز همينطور است .
و هو على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى :
تهذيب الخدمة أن لا يخالجها جهالة و لا يشوبها عادة ، و لا يقف عندها همّة .
و آن را سه درجه است . درجهء نخستين : پيراستن خدمت است از جهالت و بازداشتن آن از راه عادت و بسنده نكردن همت به آن .
تهذيب درجهء اول ، تهذيب خدمت است و آن بر سه قسم است . جزء اول تهذيب خدمت از جهل است . انسان اگر خادم حق است ، خدمت او بايد خالص براى خدا باشد نه غير و علت عدم خلوص خدمت وجود جهل در جان انسان است زيرا جهل عاملى است كه مانع رعايت شأن الهى در عبادت مىشود و لذا باعث مىشود عبادت انسان ضايع گردد .
مولاى متقيان حضرت على عليه السّلام مىفرمايد :
قوّ على خدمتك جوارحى و اشدد على العزيمة جوانحى .
« 1 » خداى ، اعضاء و جوارح مرا در جهت خدمت به خودت قوى و نيرومند گردان و درونم را بر تصميم محكم و استوار نما .
گاهى دست و پاى انسان خدمت خدا را مىكند . نماز مىخواند ، مسجد مىرود ، اما دلش او را همراهى نمىكند . به تعبيرى ديگرى دل خدمت نمىكند . چون هيچ بنايى در دل انسان مستحكم نمىشود جز به واسطهء علم و معرفت . پس ما فقط به اين نماز ظاهرى نبايد قناعت كنيم . نماز بايد به انسان تعالى بخشد او را بالا ببرد چرا كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمودند :
الصلاة معراج المؤمن .
« 2 » نماز معراج مومن است .
يعنى نماز بايد ما را به پرواز درآورد . عروج دهد . انسان چهل سال تمام نماز مىخواند اما مىبيند هنوز روى پله اول است و قدمى جلوتر نرفته است . بايد عيب و علت كار را جستوجو كرد . چرا بايد درجا بزندو پلهاى بالاتر نرود . مولوى چه زيبا اين معنى را در قالب شعر بيان كرده است :
هامش
( 1 ) . دعاى كميل .
( 2 ) . اصول كافى ، ج 3 ، ص 796 .