بنابراين تهذيب در اينجا به معناى پاك كردن چيزى به واسطهء معرفت و علم است .
زيرا علم هست كه جهل را از دل و فكر انسان شستوشو مىدهد . تهذيب تنها مربوط به دل نيست بلكه هم عقل و هم عمل انسان بايد تهذيب شوند . معناى دقيق تهذيب پاك كردن ، جلا دادن و براق كردن است .
پير هرات در تعريف تهذيب مىفرمايد : التهذيب محنة ارباب البدايات و هو شريعة من شرائع الرّياضة . تهذيب آزمون مبتديان و راهى از راههاى رياضت باطنى است .
محنت به معناى آزمون و امتحان خداست براى ارباب بدايات ، امتحان و محنت هر دو يك معناى واحد دارند كه همان اختبار است . اختبار يعنى آزمودن ، تطهير كردن .
همانطور كه ما در امتحان قصد داريم شاگردان زرنگ را از تنبل جدا كنيم در واقع اين عمل ما اختبار است . همچنين وقتى كه طلا را طهارت مىكنند ، ناخالصىها را از آن مىگيرند و عيارش را بالا مىبرند مىگويند ما طلا را اختبار كرديم و جوهرش را خالص كرديم .
« و هى شريعة من شرايع الرّياضة أى طريقة من طرائق الرّياضة » . يعنى اين روش از روشهاى رياضت است .
از اينجا معلوم مىشود خود رياضت ، شعب مختلفى دارد كه امتحان يكى از آنهاست .
ما با روزه و نماز و عبادات ، نفسمان را امتحان مىكنيم و در واقع آن را تمرين مىدهيم .
زيرا رياضت همان تمرين نفس است ، آنقدر بايد نفس را تمرين داد تا به كار خير معتاد شود و به طور غيرارادى از انسان كار خير سر بزند .
نفس آدمى هم به كار خوب و هم به كار بد و زشت عادت پيدا مىكند و هرگونه او را تمرين دهيم مىپذيرد . بنابراين بهتر آن است كه انسان نفس خود را به كارهاى خير عادت دهد به نحوى كه ناخودآگاه از او كار خير سر بزند .
هركه با دونان نشيند همچون دونان دون شود * با خردمندان نشيند عقل او افزون شود
اسب تازى را اگر بندى زمانى پيش خر * رنگشان همگون نگردد ط بعشان همگون شود