وَ الْباطِنُ
. « 1 » خداوند در عين اوليت آخر است و در عين آخريت اول است .
بنابراين ، درجهء سوم مراقبت آن است كه سالك درك كند ما از ازل قائم به او بودهايم و اكنون دائم و قائم به او هستيم ؛ در نتيجه منى در بين نيست كه بخواهد مراقبه نمايد و به اين ترتيب سالك به مقام فنا رسيده و از قيد مراقبه رها مىگردد .
« الاستقبالا لعلم التوحيد » بدينمعناست كه دل متوجه تجلى توحيد ذاتى شود و اسم « الله » در عبد تجلى كند كه مقام رب الارباب است . بدينخاطر است كه مولى الموحدين على عليه السّلام هنگامى كه فرق مباركشان شكافته مىشود نداى : « فزت و ربّ الكعبة » سر مىدهند ، عراف شيرازى چنين مىگويد :
بىخود از شعشعه پرتو ذاتم كردند * باده از جام تجلى صفاتم دادند « 2 »
بنابراين هرچيز در عالم صورتى در ازل دارد .
« وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ كِتاباً »
« 3 » و همهچيز در كتاب مبين ثبت شده است و نسخهاى از آن در عالم ظاهر هويداست . در جاى ديگر قرآن كريم مىفرمايد :
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ .
« 4 » و هيچ چيزى نيست مگر آنكه خزائن آن در دست ماست و ما از آن جز به مقدار معلوم نازل نمىكنيم .
وقتى انسان به اين مقام برسد ، هرچه را بخواهد برايش مهياست . و طى الارض به همين معناست . اگر ما اهل مراقبة باشيم از هر فعل ما ثمرى به دست مىآيد كه در همين دنيا كام جان ما را شيرين مىكند و در آخرت نيز از آن بهرههاى فراوان خواهيم برد .
هامش
( 1 ) . حديد / 3 .
( 2 ) . حافظ .
( 3 ) . نباء / 29 .
( 4 ) . حجر / 21 .