ستاريت خداوند به قدرى است كه انسان گمان مىكند خدا همهء گناهان او را بخشيده است . اما ما عبد هستيم و در تصرف رب قرار داديم . او حق دارد ما را عذاب كند يا ببخشايد . كسى نمىتواند خداوند را مؤاخذه كند ، او اصلا مورد سؤال واقع نمىشود .
وَ اللَّهُ يَحْكُمُ ، لا مُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ .
« 1 » خدا حكم مىكند و هيچكس پىجوى حكم او نيست .
وجه اعتراض :
وجه اعتراض اين است كه در درون قلبش بگويد ، خداوند غنى على الاطلاق است و به هيچچيز نياز ندارد ، پس نيازى به عذاب بندگانش نيز ندارد . با چنين ديدگاهى ممكن است اگر اراده خداوند بر عذاب او واقع شود ، در قلبش نسبت به اين فعل خدا اعتراضى پديد آيد كه چرا با وجود بىنيازيش از عذاب بندگان ، او را عذاب نموده .
و هو وقوع فى الرعونة فى مذهب هذه الطائفة . در نزد اين طايفه ( يعنى سالكين طريق رجاء ) نوعى رعونت يعنى سبكى و سستى ديده مىشود .
رعونت وقوف است بر حظوظ نفس . يعنى سالك به جاى اين كه عملى انجام دهد تنها به اميد بسنده مىكند . براى عارف و اهل الله صرف اميد يا اميد مطلق معنى ندارد بلكه بايد با جديت در افزايش حسنات تلاش و كوشش كند تا در سايه حسنات گناهانش بخشيده و يا محو شود ، زيرا خداوند خود فرموده است :
إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ .
« 2 » نيكىها ، بدىها را از بين مىبرند .
و لفائدة واحدة نطق به التّنزيل و السنة و دخل فى مسالك المحقّقين و تلك الفائدة هى كونه يبرّد حرارة الخوف حتّى لا يفضى بصاحبه الا الاياس . رجاء تنها يك فايده دارد كه در قرآن و سنت اهل بيت ذكر شده است و همچنين در مسلكهاى محققين از آن ياد شده است و آن اين است كه شدت ترس را از انسان مىگيرد ؛ به طورى كه موجب مىشود صاحب خوف به نااميدى مبتلا نگردد .
لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ .
« 3 » از رحمت خدا مأيوس نشويد .
هامش
( 1 ) . رعد / 41 .
( 2 ) . هود / 114 .
( 3 ) . زمر / 53 .