خداوند اشاره مىفرمايد :
وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اسْمَعُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ .
« 1 » از خدا بترس و گوش فرا ده و خدا فاسقين را هدايت نمىكند .
يكى از بارزترين مصاديق ذكر ، قرآن است ، چنانچه خداوند در كلام خويش مكررا از قرآن به عنوان ذكر ياد مىفرمايد ؛
إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ .
« 2 » همانا ما ذكر را نازل كرديم و محافظ آن خواهيم بود .
حضرت على عليه السّلام در وصف مؤمنين حقيقى مىفرمايند :
اذا ذكر الله هملت اعينهم حتى تبلّ جيوبهم و مادوا كما يميد الشجر يوم الريح العاصف خوفا من العقاب و رجاء للثواب .
« 3 » وقتى در محضر ذكر خدا قرار مىگيرند چشمهايشان مملو از اشك مىشود تا آنجا كه از فرط گريستن گريبانشان خيس مىگردد . و چون درختى كه در معرض باد شديد قرار گرفته از ترس عقاب و به اميد ثواب تكان مىخورند .
بنابراين خداوند در آيه مورد بحث ، كليهء مومنين را به خشوع در مقابل اقسام ذكر فرا خوانده و طبعات ناگوار عدم رعايت آن را خاطرنشان مىسازد . و در جاى ديگر مىفرمايد :
إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ .
« 4 » تنها از بندگان خدا علما هستند كه از او خشيت دارند .
حضرت علامه طباطبايى در توضيح اين آيه مىفرمايند : « جملهاى است كه توضيح مىدهد چگونه و چه كسانى از آيات عبرت مىگيرند ؛ و اين آيات اثر خود را كه ايمان حقيقى به خدا و خشيت از او به تمام معناى كلمه است تنها به علما مىبخشد نه جهال .
مراد از علماء ، علماى بالله است ؛ يعنى كسانى كه خداى سبحان را به اسماء و صفات و افعالش مىشناسند ؛ شناسايى تامى كه دلهايشان به وسيلهء آن آرامش مىيابد ؛ و لكههاى شك و دو دلى از نفوسشان زايل گشته ، آثار ن در اعمالشان هويدا مىگردد ؛ و فعلشان مصدق قولشان مىشود . مراد به خشيت در چنين زمينهاى همان خشيت حقيقى است كه به دنبالش خشوع باطنى و خضوع در ظاهر نيز پيدا مىشود . اين ، آن معنايى
هامش
( 1 ) . مائده / 108
( 2 ) . حجر / 9 .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 96 .
( 4 ) . فاطر / 28 .