است كه سياق بر گردن آيه مىگذارد .
جملهء
« إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ »
، معناى تعليل را افاده مىكند و مىرساند كه خدا به علت اينكه عزيز است يعنى قاهرى غيرمقهور است و غالبى غيرمغلوب ، عارفان از او خشيت دارند ؛ نيز به علت اين كه غفور است يعنى نسبت به گناهان و خطاها بسيار آمرزنده است ، عارفان به او ايمان مىآوردند و به درگاهش تقرب مىجويند ؛ و مشتاق لقاى او هستند « 1 » » .
آيهء ديگرى كه بيانگر خشوع و خضوع اهل علم در پيشگاه آيات الهى مىباشد ، به قرار زير است :
قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لا تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذا يُتْلى عَلَيْهِمْ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ سُجَّداً .
« 2 » بگو اگر به قرآن ايمان بياوريد يا نياوريد ، به درستى آنهايى كه پيش از اين به ايشان علم عنايت شده هنگامى كه آيات بر آنها تلاوت شود ، بر چانههاى خود به سجده بر زمين مىافتند .
حضرت علامه طباطبائى قدّس سرّه در توضيح اين آيه مىفرمايند : مقصود از « قبل از آن بديشان علم داده شده » ، اين است كه براى فهم كلمهء حق و قبول آن مستعد شدند ، چون مجهز به فهم حقيقت معناى حق گشته بودند ، در نتيجه حقانيت قرآن كريم هم در دلهاى ايشان ايجاد خشوع بيشترى كرده است . « 3 »
خشوع در قرآن جايگاه بسيار ويژهاى دارد ، به طورىكه بسيارى از بركات الهى تنها در صورت وجود خشوع در قلب مؤمن نصيب او مىگردد ، چنانچه مىفرمايد :
ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى ،
إِلَّا تَذْكِرَةً لِمَنْ يَخْشى .
« 4 » ما قرآن را بر تو نازل نكرديم تا به مشقت درافتى و آن جز تذكرى براى آنكس كه خشيت دارد نمىباشد .
اين آيه ، قرآن را تذكرى دانسته براى اهل خشيت ، و براين اساس ديگران از بركات اين كتاب بىبهره مىباشند . در جاى ديگر مىفرمايد :
وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ .
« 5 » از صبر و نماز يارى بجوييد
هامش
( 1 ) . علامهء طباطبائى ، سيد محمد حسين ، ترجمهء تفسير الميزان ، ج 17 ، ص 59 و 60 .
( 2 ) . اسراء / 107 .
( 3 ) . علامه طباطبائى ، سيد محمد حسين ، ترجمهء تفسير الميزان ، ج 13 ، ص 371 .
( 4 ) . طه / 2 و 3 .
( 5 ) . بقره / 45 .