حسد .
چرا كه اگر نفس را به حق مشغول نداريم قطعا ضرر باطل به آن خواهد رسيد ، زيرا امارگى نفس با مقتضيات كاملا مادى و دنيوس ساخته شده و اگر نفس را به حق مشغول نداريم امّارگى نفس بر آن چيره شده و نفس را به سوى كسب لذات دنيوى مىكشاند .
چنانچه حضرت على عليه السّلام مىفرمايند : هرگز از حق غفلت نكنيد چرا كه در غير اين صورت مسلما ضرر باطل به شما خواهد رسيد .
و آيه بسيار زيبايى كه خشيت و اشفاق هر دو در آن ذكر شده است به قرار زير مىباشد :
وَ لا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ .
« 1 » و جز براى آنكس كه از او راضى باشد ، شفاعت نمىكنند و ايشان از خشيت پروردگارشان بيمناكاند .
بنابراين اگر انسان خشيت الهى را در جان داشته باشد اين ملكهء وجودى ، پاسبان خوبى است براى دل .
دوم ؛ اشفاق بر عمل و كردار كه مبادا اعمال به سوى تباهى رفته و ضايع شوند .
عمل چگونه ضايع مىشود ؟
وقتى نيت و معناى خداوند در دل و اخلاص در عمل نباشد و يا هنگامى كه موفقيتى در عملى كسب كرد بگويد خودم كردم و اظهار نكند كه خداوند مرا توفيق عمل داد . در اثر اين امور و يا ريا ، خشم و غضب و يا شهوت و گناه ، باعث باطل شدن اعمال مىشود .
پس بندهء سالك مىترسد كه عملش مورد قبول درگاه الهى قرار نگيرد و شرط اصلى آن پذيرش چيزى جز اخلاص نيست و مولوى چه خوش سروده است كه :
از على آموز اخلاص عمل * شير حق را دان منزه از دغل
در غزا بر پهلوانى دست يافت * زود شمشيرى كشيد و برشتافت
او خدو انداخت بر روى على * افتخار هر نبى و هر ولى
او خدو انداخت بر رويى كه ماه * سجده آرد پيش او در سجدهگاه
در زمان انداخت شمشير آن على * كرد او اندر غزايش كاهلى
گفت : بر من تيغ تيز افراشتى * از چه افكندى مرا بگذاشتى « 2 »
هامش
( 1 ) . انبياء / 28 .
( 2 ) . مثنوى ، دفتر اول بيت ، 3721 تا 3727 .