ميطلبد ) و دست و زبانش را ( از كردار و گفتار زشت ) باز ميدارد ، و هر گاه فضيلت و برترى هر گونه كمالى را ببيند براى بدست آوردن آن ميشتابد ( و فرصت و وقت مناسب را از دست نميدهد تا آن را بدست آورد ) حياء و شرم ( خوددارى از بجا آوردن چيزى كه پسنديده نيست ) از او جدا نميشود ، و حرص و آز در چيزى از او آشكار نميگردد ، پس آن ( چه بيان شد ) ده خصلت و خوئى است كه عاقل به آنها شناخته مىشود ، و صفت و خوى جاهل و نادان آنست كه ظلم مىكند به كسى كه با او معاشرت و آميزش مينمايد ، و ستم روا دارد به كسى كه مقام و مرتبهاش از او پائينتر است ، و تكبّر و گردنكشى كند به كسى كه بالاتر از او است ، سخن او از روى تدبّر و انديشه نمىباشد ، اگر بگويد گناه كرده ، و اگر خاموش بنشيند فراموش نموده است ، و اگر فتنه و تباهكارى براى او پيش آيد بسوى آن ميشتابد و آن فتنه او را هلاك و تباه
بحار الأنوار ( ج 1 و 2 ) ( بنادر البحار ، كتاب العقل و العلم و الجهل ) ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٠