دنيايش را ( براى دين و آئينش ) ترك كرده و از دست ميدهد ، و دينش را ( براى دنيايش ) رها نمينمايد ، و دليل و راهنماى عاقل دو چيز است : راستى در گفتار و حقّ و درستى در كردار و عاقل سخن نميگويد و خبر نميدهد از چيزى كه عقل آن را انكار كرده و نميشناسد ، و براى تهمت و بدگمانى خود را آشكار نميكند ( سخنى نگفته و كارى نكرده كه به او تهمت زده و بدنامش كنند ) و رها نميكند مداراة و نرمى و مهربانى با كسى را كه به ( معاشرت و آميزش با ) او مبتلى و گرفتار شده است ، و علم و دانش در كردارهايش دليل و راهنماى او است ، و حلم و بردبارى در احوال و چگونگيهايش رفيق و همراه او است ، و معرفت و شناسائى و درك نمودن و دريافتن ( هر چيزى ) او را در معتقدات و باور نمودنهايش يارى مىكند ، و هواى نفس ، دشمن عقل و مخالف و ناسازگار با حقّ و درستى و يار باطل و نادرستى است ، و قوّه و توانائى هواى نفس از شهوت و خواهش است ، و اصل و پايهء
بحار الأنوار ( ج 1 و 2 ) ( بنادر البحار ، كتاب العقل و العلم و الجهل ) ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٥٣