آويخته ) شد ( داود بن علىّ او را كشته و بدار كشيد ) فرمود :
خدا معلّى را رحمت نموده و بيامرزد ، من كشته شدن او را متوقّع و چشم به راه بودم ، زيرا سرّ و راز و پوشيدهء ما را نزد دشمنانمان ) فاش كرد ، و نيست برپاكنندهء جنگ و پيكار را براى ما بزرگتر رنج و سختى بر ما از فاشكنندهء راز و پوشيدهء ما ، پس هر كه سرّ و راز ما را براى كسى كه شايستهء آن نيست فاش نمايد از دنيا مفارقت نكرده و جدا نميشود ( نميميرد ) تا اينكه شمشير و نيزه و تير ( و يا هر آلت و ابزارى كه در جنگ به كار برود ) او را بگزد و دريابد ( بكشد ) يا بوسيلهء قطع شدن دستها و پاها بميرد .
11 - از حضرت ابى عبد اللَّه ( امام صادق ، عليه السّلام ) رسيده كه فرموده : كسى كه حديث و سخن ما را ( براى كسى كه شايسته و سزاوار نيست ) فاش كند ( و آن سبب رنج و گرفتارى و يا كشته شدن ما و پيروانمان گردد ) ما را از روى خطاء و نشناختن راه راست و درست نكشته ، بلكه از روى عمد و انجام دادن كارى را با قصد و آهنگ كشته ( زيرا بر خلاف آنچه ما گفتهايم رفتار نموده است ) .
بحار الأنوار ( ج 1 و 2 ) ( بنادر البحار ، كتاب العقل و العلم و الجهل ) ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٠٢