تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 1 و 2 ) ( بنادر البحار ، كتاب العقل و العلم و الجهل ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
و آئين من و دين پدرانم است ، و دين و آئين ( ما ) نيست براى كسى كه تقيّه و پرهيز براى او نباشد ، اى معلّى خدا دوست دارد ( راضى و خوشنود است ) كه در پنهانى عبادت و بندگى شود ، چنان كه دوست دارد آشكارا عبادت شود ، اى معلّى فاش‌كنندهء امر و كار ما ( در برابر دشمن ) همانند انكاركننده و نپذيرندهء آن است . 10 - از مفضّل رسيده كه گفته : بر ابى عبد اللَّه ( امام صادق ، عليه السّلام ) در آمدم روزى كه در آن معلّى بدار آويخته شده بود ، پس به آن حضرت گفتم : اى پسر رسول خدا آيا نميبينى اين كار ناشايستهء بزرگى را كه در اين روز به شيعه ( پيروان شما ) روى آورده ؟ حضرت فرمود : آن كار ناشايستهء بزرگ چيست ؟ مفضّل گفته : گفتم : معلّى بن خنيس ( بزّاز و پارچه فروش كوفىّ از نيكان اصحاب حضرت صادق ، عليه السّلام ) كشته ( و بدار