زيان يا انكار و نشناختن و قبول نكردن و نپذيرفتن براى سستى عقل و خرد يا نفهميدن و درنيافتن و حيران و سرگردان شدن شنونده ، آشكار ساختن آن جائز و روا نيست ، بلكه واجب و لازم است كه آشكار سازد بر مردم آنچه را كه عقولشان طاقت و توانائى ( درك و دريافتن ) آن را دارند ، و خردهاشان از ( پذيرفتن ) آن اباء و خوددارى نميكنند .
8 - از سميل بن عبّاد رسيده كه گفته : شنيدم ابا طفيل ميگفت : شنيدم على بن ابى طالب ( عليه السّلام ) ميفرمود : فتنه و تباهى تاريككنندهء كور فراگيرنده ( فتنه و تباهى سخت كه راه فرار و گريز از آن نيست ) بر شما سايه افكند ( روى مىآورد ) كه از آن نجات و رهائى نمييابد مگر نومة يعنى مرد گمنام ، كسى گفت : اى ابو الحسن نومة چيست ( چه كسى را گويند ) فرمود : كسى است كه مردم آنچه ( فكر و انديشهاى ) را كه در او است ( و از ديگران كتمان كرده و پنهان داشته ) نشناخته و نميدانند .
بحار الأنوار ( ج 1 و 2 ) ( بنادر البحار ، كتاب العقل و العلم و الجهل ) ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٩٩