سجده ميكردند عرض كرد دوازده چيست ؟
فرمود ماههاى سال عرض كرد بيست چيست فرمود فروش يوسف به بيست درهم عرض كرد سى چيست ؟ فرمود سى روز ماه رمضان كه روزهاش واجب است بر هر مؤمنى مگر اينكه بيمار باشد يا مسافر عرض كرد چهل چيست ؟ فرمود ميقات موسى كه سى شب بود كه خداوند ده روز به آن افزود و چهل شب تمام شد عرض كرد پنجاه چيست ؟ فرمود نوح در ميان قومش هزار سال ماند بجز پنجاه سال عرض كرد شصت چيست ؟ فرمود گفتار خداى عز و جل در كفاره ظهار كه ميفرمايد هر كس نتواند پس بايد به شصت مسكين طعام بدهد يعنى اگر دو ماه روزهء پى در پى نتواند بگيرد عرض كرد هفتاد چيست ؟
فرمود موسى از قوم خودش هفتاد نفر انتخاب كرد براى ميقات خداى عز و جل عرض كرد هشتاد چيست ؟
فرمود نام دهى است در جزيره كه نوح از آنجا سوار كشتى شد و كشتى بر جودى نشست و خداوند قوم نوح را برق نمود عرض كرد نود چيست فرمود همانا كشتى نوح است كه پر بود و نوح در آن براى جانوران خانه نود ساخت عرض كرد صد چيست ؟ فرمود عمر داود شصت سال بود و آدم چهل سال از عمر خود را به او بخشيد و چون هنگام مرگ آدم فرا رسيد بخشش خود را انكار كرد و نژاد او نيز انكار كردن را به ارث بردند پس يهودى عرض كرد اى جوان محمد را براى من توصيف كن همچنان كه گويى به چشم مىبينم تا هم اكنون به او ايمان بياورم امير المؤمنين گريه كرد سپس فرمود اى يهودى اندوههاى مرا بر انگيختى دوست من رسول خدا شخصى بود پيشانى بلند ابروان پيوسته سياه چشم گونههاى صورتش بدون برآمدگى بينيش كشيده نازك لب پر ريش دندانهاى جلو درخشان گردنش هم چون تنگ نقره بود خط موئى از سينه تا ناف كشيده
الخصال ( فارسي ) — صفحة 723
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٧٢٣