تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 698

مساهمون:

ص٦٩٨
پس خداوند از ميان اصحاب پيغمبر فقط مرا به اين شرافت مخصوص فرمود . و اما چهل و نهم اينكه خداى تبارك و تعالى پيغمبرش را بپيغمبرى مخصوص فرمود و پيغمبر نيز مرا بجانشينى مخصوص كرد پس كسى كه مرا دوست بدارد او خوشبخت است و در گروه پيغمبران محشور خواهد شد . و اما پنجاهم اينكه رسول خدا سورهء برائت را با ابى بكر فرستاد همين كه او رفت جبرئيل آمد و عرض كرد يا محمد جز تو يا كسى كه از تو باشد ديگرى نميتواند اين سوره را برساند پس پيغمبر مرا كه بر شتر مخصوص آن حضرت كه عضباء نام داشت سوار بودم بسوى او فرستاد و من در ذو الحليفة به او رسيدم و سوره را از او گرفتم پس خداى عز و جل فقط مرا به اين فضيلت مخصوص كرد . و اما پنجاه و يكم اينكه رسول خدا در روز غدير خم مرا در مقابل همهء مردم به پا كرد و فرمود بهر كه مولا منم على است مولاى او پس دورى از رحمت خدا و هلاكت شامل حال گروهى باد كه ستمكار شدند . و اما پنجاه و دوم اينكه رسول خدا فرمود يا على آيا كلماتى به تو نياموزم كه جبرئيل آنها را به من آموخته ؟ عرض كردم چرا فرمود بگو يا رازق المقلين و يا راحم المساكين و يا اسمع السامعين و يا ابصر الناظرين و يا ارحم الراحمين ارحمنى و ارزقنى . ( اى روزى دهنده بر همهء تهى دستان و اى دلسوز بر همهء مسكينان اى شنواتر از همهء شنوندگان و اى بيناتر از همهء نابينايان و اى مهربانتر از همهء مهربانان به من رحم كن و روزى مرا برسان ) . و اما پنجاه و سوم اينكه خداى تبارك و تعالى دنيا را از ميان نمىبرد تا اينكه قائم ما خانواده قيام كند و دشمنان مرا بكشد و جزيه نپذيرد و بتها را بشكند و نتايج شوم جنگ بپايان برسد و پايهء دعوتش برگرفتن