تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
پس امروز نه از شما عوضى دريافت مىشود و نه از آنان كه كافر شده‌اند جايگاه شما آتش است و همان پناه شماست و بد سرانجامى است سپس امت من و شيعهء من وارد ميشوند و از حوض محمد ( ص ) سيراب ميگردند و در دست من عصائى است از چوب عوسج كه دشمنان خود را با آن از كنار حوض ميرانم همانطور كه شتر ناشناس رانده مىشود . و اما سى و يكم شنيدم از رسول خدا ميفرمود اگر نبود اينكه غاليان از امت من مىگويند در بارهء تو آنچه را كه نصارى در بارهء عيسى بن مريم گفتند هر آينه سخنى در بارهء تو ميگفتم كه به هيچ اجتماعى از مردم نگذرى مگر آنكه خاك زير پايت را گرفته و از آن شفا مىطلبيدند . و اما سى و دوم اينكه شنيدم از رسول خدا ميفرمود خداى تبارك و تعالى مرا با ترسى كه در دل دشمن انداخت يارى كرد و از خداوند خواستم كه ترا بمانند آن يارى كند و اين ترس را از تو نيز در دل دشمن قرار داد مانند همان كه از من قرار داده بود . و اما سى و سوم اينكه رسول خدا ( ص ) دهان بر گوش من گذاشت و آنچه واقع شده و تا روز قيامت واقع خواهد شد به من بياموخت و خداوند اين علم را از براى من به زبان پيغمبرش جارى كرد . و اما سى و چهارم اينكه نصارى مدعى شدند كه كارى انجام بدهند خداى عز و جل در اين باره آيه فرستاد كه هر كس پس از آنچه از دانش براى تو آمده در دين اسلام با تو ستيزه كند بگو بيائيد تا پسران ما و پسران شما و زنان ما و زنان شما و نفسهاى ما و نفسهاى شما را دعوت ميكنيم سپس مباهله ميكنيم و لعنت خدا را بر دروغ گويان قرار ميدهيم در آن جريان نفس من نفس رسول خدا بود و مقصود از زنان فاطمة و از پسران حسن و حسين بود .
الخصال ( فارسي ) — صفحة 693 | الشيخ الصدوق / سيد احمد فهرى زنجانى