تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الخصال ( فارسي ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
به ديگرى از افرادى كه حقوق واجبى بر تو دارند ميرسد كه از همهء آنها واجبتر بر تو حقوق پيشوايان تو است سپس حقوق رعيتهاى تو سپس حقوق خويشان تو اينها حقوقى هستند كه حقوق ديگرى از آنها شعبه ميگيرد پس حقوق پيشوايان تو سه حق است و از همه واجبتر بر تو حق كسى است كه با قدرت خود تو را اداره مىكند سپس حق كسى كه به تعليم تو قيام مىكند سپس حق كسى كه امور ملكى تو را به عهده دارد و هر كسى كه كارى به عهده بگيرد پيشواى آن كار است و حقوق رعيت تو سه است از همه واجبتر بر تو حق كسى است كه از جنبهء قدرت رعيت تو است سپس حق كسى كه از نظر دانش رعيت تو است زيرا نادان رعيت دانشمند است سپس حق كسى كه از جنبهء ملكيت رعيت تو است چون همسران و كنيزان و غلامان و حقوق رعيت تو بسيار است و به هم پيوسته است هم چون پيوستگى خويشان در خويشاوندى و واجبترين حق خويشاوندان بر تو حق مادرت مىباشد سپس حق پدرت سپس حق فرزندت سپس حق برادرت سپس حق هر كه با تو نزديكتر و سزاوارتر سپس آقاى تو كه بر تو نعمت داده سپس حق آقائى كه اكنون به تو نعمت ميدهد سپس حق كسى كه كار نيكى نسبت به تو انجام داده سپس حق كسى كه براى نماز تو اذان مىگويد سپس حق پيشنماز تو سپس حق همنشين تو سپس حق همسايهء تو سپس حق رفيق تو سپس حق شريك تو سپس حق دارائى تو سپس حق بدهكار تو كه طلب خود را از او مطالبه مىكنى سپس حق بستانكار تو كه از تو مطالبه بدهى تو را مىكند سپس حق كسى كه با او آميزش و رفت و آمد دارى سپس حق دشمنت كه عليه تو ادعائى دارد سپس حق دشمنت كه تو عليه او ادعاء دارى سپس حق كسى كه با تو مشورت مىكند سپس حق كسى كه در مشورت تو رأى مىدهد سپس حق كسى كه از تو اندرز ميگيرد سپس حق كسى كه به تو اندرز ميدهد سپس حق كسى كه از تو بزرگتر است سپس حق كسى كه از تو كوچكتر است سپس حق كسى كه از تو سؤالى دارد سپس حق كسى كه تو از او پرسشى دارى سپس حق كسى كه از ناحيهء او نسبت به تو گفتار زشتى يا كردار بدى از روى عمد يا
الخصال ( فارسي ) — صفحة 675 | الشيخ الصدوق / سيد احمد فهرى زنجانى