سؤال شوى بكه پناه خواهى برد ؟
با اينكه در ميان مردم كسى هست كه از تو داناتر و نشانههاى خوبى در او بيشتر و ستودگىهايش از تو فزونتر است و خويشاونديش با رسول خدا نزديكتر و سابقهء زندگىاش با رسول خدا بيشتر است و رسول خدا ( در بارهء او ) فرمانى بشما داد كه فرمانش نبرديد و سفارشش را فراموش شده انگاشتيد به همين زودى كار شما تصفيه مىشود هنگامى كه بگورستان برويد با پشتهاى سنگين از بار گناه آنگاه كه بگورت برند بر كردارى كه از پيش فرستاده اى وارد خواهى شد اگر بسوى حق باز ميگشتى و با اهل حق بانصاف رفتار مينمودى براى روزى كه نيازمند كردار خودت خواهى بود و در گودال قبرت با گناهانى كه از تو سر زده تنها بسر خواهى برد راه نجاتى داشتى با اينكه تو نيز هم چنان كه ما شنيدهايم شنيده اى و همچنان كه ما ديدهايم ديده اى ولى با اين همه آنچه شنيده اى و ديده اى تو را از كارى كه ميكنى باز نميدارد خدا را خدا را بفكر خود باش كه هر آن كس كه ديگرى را ( از كارى كه مىكند ) ترساند راه عذر را بر او بسته است .
سپس مقداد بن اسود خدايش رحمت كند به پا خواست و گفت : اى ابا بكر بجاى خودت بنشين و وجبت را با فاصلهء ميان ابهام و سبابه بسنج و در خانهء خود بنشين و بر گناه خود گريه كن كه اين كار در زندگى و مرگت براى تو سالمتر است و اين كار خلافت را به جائى كه خداى عز و جل و پيغمبرش قرار داده است بازگردان و به دنيا دل مبند و مردم احمق و پست دنيا تو را نفريبد كه به همين زودى دنيايت نابود مىشود و سپس بنزد پروردگارت ميروى و بر كارى كه كرده اى پاداشت مىدهد تو خود ميدانى كه اين كار مخصوص على است و او است كه پس از پيغمبر صاحب خلافت است اگر نصيحت مرا بپذيرى من حق نصيحت بجاى آوردم .
الخصال ( فارسي ) — صفحة 545
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٥٤٥