پس حور هم جمع احور است كه نعت مذكر است يعنى مرد آهو چشم و ميش چشم ، و هم جمع حوراء كه نعت مؤنث است يعنى زن آهو چشم و ميش چشم ، و همچنين عين هم جمع اعين است يعنى مرد فراخ چشم و هم جمع عيناء يعنى زن فراخ چشم كه ضمهء عين بمناسبت يا مكسور شده است . و چشمى كه هر دو صفت ياد شده در او جمع شده است خيلى چشمگير است . فتبصر .
ص 70 به نيكوترين صورتى از صور ممثل شوند . . . ،
در صقع نفس ممثل شوند و جميع ممثلات از انحاء ادراكاند .
در دفتر دل هم ثبت شده است كه :
تمثل باشد از ادراكت اى دوست * برون نبود ز ذات پاكت اى دوست
همه اطوارت از آغاز و انجام * همه احوالت از لذات و آلام
ز ادراكات تست از نيك و از بد * تويى خود ميهمان سفرهء خود
چو شد آيينهء ذات تو روشن * ز گلهاى مثالى مثل گلشن
به وفق اقتضاى بال و حالت * معانى را بيابى در مثالت
مثالى همنشين و همدم تو * فزايد نور و بزدايد غم تو
رفيق خلوت شبهاى تارت * ترا آگه كند از كار و بارت
سخن از ماضى و از حال گويد * خبرهايى ز استقبال گويد
مفتاح فهم انواع تمثلات ، كريمهء
فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا
است . كه در لها بايد دقت بسزا كرد كه اين ملكيت اعتبارى نيست كه در واقع دارايى بيرون از ذات انسان است جز اين كه با او يك نحو اضافه و انتساب دارد بلكه ملكيتى است كه دارايى حقيقى اوست و لها و له است لا لغيرها و غيره . پس حقيقت معنى ازدواج و تزويج در كريمهء
وَ زَوَّجْناهُمْ