كُنْ فَيَكُونُ
( يس 83 ) جز اين كه در عبد بواسطهء
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
است كه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
عارف به منزله كن اللّه است فتبصر .
شيخ محيى الدين عربى در رسالهء شريف « در مكنون و جوهر مصون » در علم حروف گويد :
من فاته فى هذا الفن سر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
فلا يطمع أن يفتح عليه بشىء - الى قوله : و اعلم أن منزلة
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
من العارف بمنزلة كن من البارى جل و على .
و در سؤال و جواب صد و چهل و هفتم باب هفتاد و سوم فتوحات مكية آمده است كه :
ما تأويل قول بسم اللّه ؟ الجواب ، هو للعبد الكامل فى التكوين بمنزلة كن للحق .
در مقام كن و شأن كلمهء علياى
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به آخر رسالهء وحدت از ديدگاه عارف و حكيم و نيز بدفتر دل رجوع شود .
ص 68 و به ازاء اين حال كسانى را . . . ،
شروع است در بيان درخت زقوم ،
ص 68 رءوس ايشان مبادى اهواى انفس باشد .
كلامى دقيق و لطيف است فتدبر . پس مبدأ هواى نفس مبدأ انبات اين درخت است و منشأ اهل هاويه ، پس دوزخى دوزخ را از دنيا با خود مىبرد و گويند انسان در بهشت و دوزخ است و تو با ديدگان تحقيق گويى بهشت و دوزخ در انسانند و كلمهء در نيز به توسع است چه علم و عمل انسان سازند كه جزا نفس عمل و عين آنست .
تبصره : فصل 33 باب 11 نفس اسفار ناظر به اين فصل از آغاز