جامعهء انسانيّتى است كه پايههاى شناخت خود را براساس دانش و آزمايش پىريزى مىكند بنابراين ، طبيعى است كه بايد قرآن كريم بدليل : ( اراده و حكمت در آفرينش ) بعنوان دليلى كه نمايانگر راه حقيقى استدلال علمى است و بر مبانى منطقى استدلال علمى مبتنى است متوجّه باشد و آن را بر ديگر دليلهاى فلسفى كه با آنها بر وجود خداى تعالى استدلال نشده است برترى دهد .
علاوه بر آنكه دليل تجربى بر وجود خداى تعالى - كه اين كتاب پايهء منطقى آن را پىريزى كرد - بفهم عمومى نزديكتر و به لبريز ساختن وجدان و عقل آدمى از ايمان ، تواناتر از براهين فلسفى است كه داراى فرمولهاى فكرى محض است و تنها در عقول و انديشههاى فلاسفه مىتوانند اثر هرچه بيشتر داشته باشند .
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ
.
در آيندهء نزديكى نشانههاى خود را كه در چشمانداز طبيعت و در آفرينش جان آنها است به آنان نشان خواهيم داد تا حقيقت حق هرچه روشنتر از براى آنان جلوه كند مگر براى وجود پروردگارت دليلى بيش از اين لازم است : كه او بر همه چيز شاهد است و گواه .
* * *