تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
احساس مجدّد به عين محسوس سابق بر تقدير فرض خارجى بودن ، بيشتر باشد از از مقدار احتمال احساس به عين محسوس سابق بر تقدير ذاتى بودن آن زيرا اگر هردو مقدار با هم مساوى باشند آن حقيقتى كه درك شده است يعنى مطابقت هردو محسوس نسبت بهر دو فرض جنبهء بىطرفى خواهد داشت پس تفاوت ميان مقدارهاى دو احتمال شرط اساسى تمام بودن اين بيان است . و تفسير اين تفاوت براساس نظريّهء احتمال آنست كه : ديدار زيد اگر اگر ذاتى باشد لابد مسبّب است از ذات من و من نميدانم كه ذات من در لحظهء دوّم نسبت بديدار زيد چگونه اقتضا خواهد كرد ؟ پس در اينجا نسبت بتعيين نوع اقتضائيكه ذات من در لحظهء دوّم خواهد داشت احتمالاتى است بتعداد فرضهائى كه براى اين منظره امكان دارد كه از جملهء فرضها يكى آنست كه ذات من در لحظهء دوّم هيچ اقتضائى نداشته باشد و يا آنكه اقتضا داشته باشد كه زيد با يكدست وجود يابد يا با سه چشم ! ! . . . و هم‌چنين . . و چون فرضهائى كه متضمّن عدم تماثل است عبارت‌اند از همهء فرضهاى ممكن منظرهء مزبور منهاى يك فرض - و آن فرض همانندى كامل است - احتمال ديدن منظره‌اى كه كاملا همانند اوّلى باشد در صورتى كه ذاتى بودن را فرض كنيم بسيار ضعيف خواهد بود . و امّا اگر ديدار مزبور خارجى باشد در اينجا يك صفت مشتركى در همهء عناصر منظرهء مزبور وجود دارد و آن عبارت است از جسم بودن كه به تمام اجزائيكه ما از زيد در لحظهء اوّل ديده‌ايم صدق مىكند و احتمال ميرود كه اين صفت مشترك مقتضى بقاء در لحظهء دوّم باشد همانطور كه در مقابل اين احتمال ، محتمل است كه مقتضى بقاء نباشد و هريك از ايندو احتمال - بعنوان آنكه يك مجموعهء متكاملى هستند به مقدار 2 / 1 است و بدين ترتيب احتمال بقاء همان منظره بر تقديريكه خارجى بودن او فرض شود بمراتب بزرگتر خواهد بود از احتمال تكرار منظرهء مزبور