تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
زيادى بر ضدّ يك محور معيّن جمع شد اين تجمّع موجب خواهد شد كه مقدار احتمالى آن محور از بين برود حال اگر ما پذيرفتيم طبق گفتار اصل مزبور كه احتمال عدم سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) بواسطهء ضعف اين احتمال و در نتيجهء گرد آمدن مقدارهاى احتمالى زيادى بر ضدّ عدم سببيّت ممكن است از بين برود ولى ما اگر همهء علاقه‌هاى سببيّت را كه بواسطهء دليل استقراء در موارد مختلف ثابت شده يك‌جا جمع كنيم آنگاه ملاحظه كنيم كه امكان دارد حدّاقل يكى از اين علاقه‌ها در واقع ثابت نباشد خواهيم ديد كه اين يك احتمال خيلى بزرگتر است از احتمال نفى هريك علاقهء معيّن از آن علاقه‌هاى سببيّت زيرا هيچ‌يك از تجمّعهاى متعدّديكه در موارد مختلف استقراء گرد آمده‌اند و هريك از آنها هدفش آنست كه علاقهء سببيّت معيّنى را ثابت كند اين فرض را كه يك علاقه ( حدّاقلّ ) از آن علاقه‌هاى مختلف سببيّت ثابت نباشد نفى نميكند بلكه آنچه اين فرض را نفى مىكند مجموع آن مقدارها است پس از آنكه در يكديگر ضرب شوند و آن تعبير ديگرى است از مقدار احتمالى اينكه ( ت ) در هيچ مورد از موارد مختلف استقراءهاى مختلف وجود دائمى يعنى در همهء آزمايشها نداشته باشد و ما در نظريّهء احتمال دانستيم كه قيمت احتمال در نتيجهء ضرب هرچه بيشتر رو بنقصان ميگذارد . خلاصه اينكه تقابل ميان احتمال جامع از يكطرف و احتمال مجموع از طرف ديگر است يعنى ميان آنكه احتمال بدهيم كه حدّاقل يك علاقه از علاقه‌هاى سببّيت ثابت نيست و احتمال بدهيم كه فرض وجود ( ت ) در همهء آزمايشها در هيچ حالتى از حالات استقراء محقّق نشده است هيچ مجوّزى براى از بين رفتن احتمال جامع نخواهد بود آن‌چنانكه در فانى شدن احتمال عدم سببيّت خصوص ( أ ) از براى ( ب ) فرض ميكرديم به جهت اينكه آن ميزان از درجهء احتمالى كه عدم سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) با آن مواجه بود احتمال جامع به آن درجه مواجه نيست و هرگاه احتمال جامع ثابت باشد يعنى احتمال اينكه ( دست‌كم ) يكى از علاقه‌هاى سببيّت