تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأسس المنطقية في الإستقراء ( مبانى منطقى استقراء ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
آزمايش‌ها كه در اين صورت اين رويداد مركّب مقابل با درجه‌اى از مقدارهاى احتمالى كه ضدّ او گرد آمده‌اند خواهد بود كه مقدار اين احتمالات با درجهء گرد آمدن احتمالات ضدّ محور اوّل - يعنى عدم سببيّت كاملا مساوى خواهد بود زيرا همهء احتمالات نبودن ( ت ) همانطور كه عدم سببيّت را نفى مىكند اين رويداد مركّب را نيز نفى مىكند و امّا احتمال وجود ( ت ) در همهء آزمايش‌ها نسبت به اين رويداد مركّب جنبهء بىطرفى را دارد هم‌چنانكه نسبت بعدم سببيّت بىطرف است و بر اين اساس محال خواهد بود كه مقدار احتمالى محور اوّل . يعنى عدم سببيّت بخاطر آنكه ضعيف است و احتمالاتى بر ضدّ آن گرد آمده‌اند از بين برود زيرا اين گرد آمدن اگر به آن انجامد كه مقدار احتمالى محور اوّل از بين برود نه محور دوّم و در نتيجه ، آن رويداد مركّب به حالت احتمال باقى بماند اين ترجيح بدون مرجّح و تميز بدون مجوّز خواهد بود با توجّه به اينكه هردو محور در درجهء گرد آمدن ارزش‌هاى احتمالى ( علم 2 ) بر ضدّ او با همديگر مساوى هستند . پس بنابراين امكان ندارد كه اينعلم يكى از دو ارزش احتمالى را از بين ببرد و ديگرى را نبرد و اگر گرد آمدن به آن انجامد كه مقدار احتمالى هر دو محور را از بين ببرد اين نيز معقول نخواهد بود زيرا معناى اينكه مقدار احتمالى حادثهء مركّب از بين برود آنست كه ما احتمال ندهيم كه سببيّت باشد با اينكه ( ت ) نيز در همهء آزمايش‌ها وجود داشته باشد و معناى اينكه مقدار احتمالى عدم سببيّت از بين برود آنست كه عدم سببيّت را فعلا احتمال نميدهيم و نتيجهء اين آنست كه علم داشته باشيم كه ( ت ) در همهء آزمايش‌ها وجود نداشته باشد زيرا اگر ( ت ) در همهء آزمايش‌ها بوده باشد يا باوجود سببيّت ( أ ) از براى ( ب ) است و يا با عدم سببيّت آن ، اوّلى كه محتمل نيست زيرا فرض كرده‌ايم كه مقدار احتمالى رويداد مركّب از بين رفته است و همينطور دوّمى ، زيرا مقدار احتمالى