سبب قتل متوكل كه چون بود و از كجا خاست
به نام خدا
به هرجا كه رندى فرومايه بود * بلندش در آن انجمن پايه بود
از آنگه كه ايتاخ را قتل كرد * برآورد از آن مير فرزانه گرد
به دل جمله تركان دگرگون شدند * ز كردار آن شه جگرخون شدند
پسر نيز او را بدانديش گشت * ز كار پدر زار و دلريش گشت
به نفرين شه كشورى لب گشود * ستم كرد ، از او خلق خرم نبود
به فرزند جعفر نكردى نگاه * دلش برده بودند ديوان ز راه
نبوديش ميلى به فرزند خويش * ببريد از آن روى پيوند خويش
ز جمله جهان فتح را بركشيد * به يادش همه سال ساغر كشيد
دل و جان به فتح بن خاقان سپرد * جز او در جهان نام كس مىنبرد
همه روز در روى او كرد روى * نبودى بجز با وىاش گفتوگوى
گرفتند كين ز [ او دليران ] ترك * به دل در شب و روز خرد و بزرگ
از آن نامور تخم كين كاشتند * از او دل همه پاك برداشتند
پسر نيز شد با پدر كينهجوى * ز مهر پدر پاك برتافت روى
شب تيره با دشمنان يار شد * دلش مملكت را خريدار شد
ز فعل پسر جعفر آگاه گشت * دلآزرده زآن پور گمراه گشت
پشيمان شد آن عهد و پيمان كه كرد * از آن ، گفتهء اولين بازخورد