ز كنعان و از رمله و از كرك * رسيدند گردنكشان يكبهيك
و در مورد سنبه ( - فريفته شدن ) از حكيم زجّاجى :
برون كن ز دل نقش خواب و خيال * مشو سنبهء ملك و مال و منال
در تاريخ جهانگشاى جوينى كه به روزگار سراينده نوشته شده آمده است :
اى مبارك قدم جمال على * عالمى گشت شادمان از تو
تا به طوسش برفتى اندرپى * عاقبت هم نبرد جان از تو
مىنيايد برون ز هيبت تو * صاحبا ، صاحب الزمان از تو
هيچ مخلوق از تو جان نبرد * گر گريزد به آسمان از تو
كه به روايت تاريخ ياد شده شعر از حكيم زجّاجى است و براى جمال الدين على تفرشى سروده شده كه از اكابر عراق بوده است . عطاملك جوينى به شآمت قدم جمال على اشاراتى مىكند . « 1 » در لغتنامهء دهخدا نيز در مدخل زجّاجى عينا مطلب بالا نقل شده است .
در فرهنگ جهانگيرى گواه بر واژهء كاهنگان ( كهكشان ) و گاهنگان ( هاله ) اين بيت از زجّاجى آمده است :
جمال لعلوش خواجه در عمارى سيم * چنانكه ماه رود در طريق كا ( گا ) هنگان
اين بيت و قطعهء مربوط به جمال على نشان مىدهد كه سراينده به احتمال زياد دفتر و اشعار ديگرى هم داشته است كه از آن آگاهى نداريم . در منابع چندى كه در دسترس داشتم از سراينده جز آنچه گفته شد ، مطلب ديگرى به دست نياوردم .
اما با توسل به سرودههاى زجّاجى مىتوانيم گوشههايى از زندگى ناشناختهء او را روشن كنيم .
اين نسخه با پيكار مهلّب و جنبش مختار آغاز مىشود و سراينده پس از آنكه دورهء خلافت مستكفى را به پايان مىبرد ، در صفحهء 233 متن اصلى ، ذيل عنوان « شرح احوال قايل » ، از حال و روزگار خود سخن مىگويد . در آغاز زايچهمانندى مىآورد :
مرا صاحب طالع آمد زحل * از آنم بيفزود قدر و محل
فتادست بهرام در برج حوت * وز آنجا مرا قوّت افزود و قوت
ز طالع به دلو اندر است آفتاب * از آنم چنين خرّم و كامياب
هامش
( 1 ) تاريخ جهانگشا ، تصحيح عبد الوهاب قزوينى ، 1334 ، 2 / 281 .