غفران مآب اجتماع نمودند ، در اين حال نواب محمّد زكى خان بامداد سپاه دور ايشانرا چون نگين انگشتر فرو گرفته از در و ديوار و بام در آنخانه ريختند و جميع ايشان را مقتول نمودند چنانچه عدد مقتولين به پنجاه و هشت نفر رسيد كه ايشان همه امير و سردار عظيم الشان بودند ، بعد از اين نواب محمّد زكى خان آمد و نواب معلّى القاب أبو الفتح خان ولد اكبر نواب غفران مآب را بر سرير سلطنت و شوكت تمكين داد و سر فرود آورد و جلوس مذكور در پنج يوم بعد از واقعه مزبوره واقع شد و فرمانها به اطراف و ولايات نوشتند ، و نعش نواب غفران مآب پنج شش روز در زمين بود بعد مدفون شد .
چون چنين قضيّهء هايله واقع شد پسر حسن خان قاجار از دار العلم شيراز فرار بر قرار اختيار نمود به سمت دار السلطنه اصفهان و در يوم شنبه هفدهم شهر مذكور اين خبر وحشت اثر در دار السلطنه اصفهان گوشزد خاص و عام گرديد .
و حين وصول اين خبر عاليجاه رفيع جايگاه حاجى آقا محمّد خان حاكم دار السلطنه اصفهان در جائى مهمان بود از آنجا حركت كرده بقلعه طبرك نقل و تحويل نمود در شب يكشنبه هجدهم شهر مذكور و روز ديگر هم در آنجا گذرانيد و مقرر فرمود كه اهل بازار اموال و اسباب خود را از دكاكين و حجرات نقل بخانها نمايند ، و چنان انقلابى شد كه هيچكس چيزى مشعور به او نميشد و اين روز با روز ديگر به اين نسبت گذشت و مردم سيبها راست كردند و روز ديگر كه يوم دوشنبه بوده باشد با جمعى از كدخدايان و عاليجاه ميرزا محمّد حسين وكيل ماليات رفت به خانه جهانگير خان و رشيد بيك ولدان فتحعلى خان افشار و ايشان را تحريك نمود كه بيرون بيايند و سپاهى كه در اصفهان باشد جمع كنند و على الظاهر بگويند كه ميخواهيم ولايت را محافظت نمائيم در ظهر روز مزبور در مسجد جامع جديد عباسى اجتماع نمودند و با يكديگر قسم خوردند كدخدايان و خوانين ، و بعد از استحكام امريمين با سپاه انبوه بسر قلعه طبرك آمدند كه عاليجاه حاجى آقا محمّد خان را بگيرند .
عاليجاه حاجى آقا محمّد خان جمعى از رعاياى ملوك ماربين را با خود متفق نموده در قلعه سكنى و در قلعه را بسته از بالاى برجها چون شهب و نيازك فلكى بر سر حاضرين تفنگ مىانداختند و سپاه مزبور اطراف قلعه را محاصره نمودند و راه آمد و شد بقلعه
وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 575
مساهمون: محمد باقر بهبودى
ص٥٧٥