تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وقايع السنين والاعوام ( يا گزارشهاى ساليانه از ابتداى خلقت تا سال 1195 هجرى ) ( فارسى ) — صفحة 574

مساهمون:

ص٥٧٤
نفر مهدوم عليه گرديده و همچنين در شب مزبور در دار السلطنه اصفهان ، صانها اللّه عن طوارق الحدثان بمحمّد صلى اللّه عليه و إله أشرف الانس و الجان ، نيز زلزله شديدى واقع شد در همان ساعت لكن بعنايت خالق ذو المنن و حافظ انجمن بهيچكس الحمد للّه آسيبى نرسيد أمّا سر منارهاى مسجد جديد عباسى به قدر پنج ذرع از دور منار درب گنبد خراب شد ، و كذا در چهارم شهر ذيحجة الحرام سنه مذكوره و شب پانزدهم شهر محرّم الحرام سنهء يكهزار و يكصد و نود و سه نيز در بلدهء كاشان زلزله واقع شد و بعضى باقى مانده‌ها خراب شد ، و از تاريخ ابتدا إلى يومنا هذا در بلدهء مذكوره بكرّات و مرّات اتفاق افتاده لكن شدّتى ندارد ، اعاذنا اللّه و جميع المؤمنين بلطفه و بالأئمة المعصومين صلوات اللّه عليهم أجمعين . سال 1193 : از وقايع عجيب الدقايق سنهء يكهزار و يكصد و نود و سه در روز سيزدهم شهر صفر المظفر و هو يوم الثلثا قريب بزوال آفتاب سلطنت نواب غفران مآب محمّد كريمخان زند در دار العلم شيراز در افق مغرب موت غروب كرد و در آن روز جمعى از خوانين زنديه از قبيل نظر علي خان و كلبعلى خان و اضراب ايشان قريب به چهل و پنجشش نفر با قريب به پانصد ششصد از غلامان خود چشم از احسان آن غفران مآب پوشيده و سپر بىشرمى در سركشيده در اركى كه نواب غفران مآب ساخته بودند مصون و محروس گرديدند و اراده آن داشتند كه خلعت سلطنت كه برازندهء قامت ايشان نبود در قامت خود كشند و ظاهر مىنمودند كه ما اعانت عاليجاه عظمت و حشمت و اجلال دستگاه نواب معلّى القاب سلطنت و امارت مآب أبو الفتح خان ولد اكبر نواب غفران مآب ميكنيم و في الواقع معلّى القاب أبو الفتح خان با ايشان به اين طريق تمهيد كرده بودند ، در اين حال و خلال اين احوال عاليجاه أمير الامراء العظام محمّد زكى خان أخ نواب غفران مآب از كيفيّت حال مطّلع گرديده چون بلاى ناگهان بر سر ايشان دويده اطراف و جوانب ارك را محاصره نمود ، و ايشان بعد از اهتمام تمام در حال خود كار بر اين قرار يافت كه بيرون آيند و با نواب محمّد زكى خان قسم بخورند و به سلطنت نواب معلّى القاب أبو الفتح خان راضى باشند . به اين و تيره و شيوه ايشان بيرون آمدند و در يكى از بيوتات زوجات نوّاب